و در استوارى و التزام تجسّم پيدا مىكند .
/ 718 [ 187 ] و از فسادانگيزيهاى اهل كتاب كه رويارويى با آن واجب است ، تبليغات منفى آنان دربارهء دين جديد است كه در چارچوب چيزى قرار مىگيرد كه قرآن در آيهء گذشته مسلمانان را نسبت به آن هشدار داد و گفت كه امت به زودى از كافران چيزهاى مايهء آزار فراوان خواهد شنيد .
اين تبليغات مخالف صريح با پيمان بسته شدهء ميان خدا و ايشان و هر صاحب فهم و فرهنگ است و بنا بر آن بر ايشان لازم است كه آن را براى مردم آشكارا بگويند و چنين پيمانى را كتمان نكنند .
«
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ
- و در آن هنگام كه خدا به كسانى كتاب داد ، از ايشان پيمان گرفت كه آن را بر مردم آشكار سازند و پنهان نسازند ، سپس آن را پس پشت انداختند و به بهاى اندك فروختند . » و قرآن تأكيد مىكند كه در پشت اين تبليغات پول اندكى از كالاى دنيا قرار گرفته است .
[ 188 ] و به همانگونه كه هر كس صاحب علم است بايد مسئوليت انتشار دادن آن را بدون ترس تحمل كند ، به همانگونه نيز وظيفه آن كس كه مال دارد اين است كه مال خود را در راه خدا خرج كند ، بىآنكه طمع مادّى در برابر اين دادن مال داشته باشد ( همچون اين كه در برابر مردم مورد ستايش قرار گيرد ) يا حتى اين كه گرفتار عجب و غرور شود ( يعنى شاد شود و چنان تصور كند كه آنچه بر عهده داشته كاملا به انجام رسانيده است ) .
قرآن حكيم با آيهء گذشته قصد آن داشته است كه طبقهء احبار را از چارچوب تأثير در اجتماع بيرون كند ، و به همين منظور در آيه گذشته آمده است كه آنان در امانت خدا در علم خيانت كردند .
و در اين جا مىخواهد طبقهء توانگران بخيل را بكوبد كه مال خود را جز براى