كردن از آن است ، همچون سنت رسول اللَّه ، و اصل سنت ، استمرار و دوام داشتن است .
[ موعظة ] : چيزى است كه دل را نرم مىكند و انسان را به طرد كردن زشتى و انجام دادن كارهاى زيبا و نيك دعوت مىكند .
139 [ تهنوا ] : از وهن به معنى ناتوانى و سستى است .
140 [ قرح ] : جراحت و زخم است .
[ نداولها ] : دولت به معنى نوبت گروهى براى رسيدن به مراد است .
141 [ يمحص ] : تمحيص ، پاك كردن از عيب است .
144 [ محمد ] : از حمد گرفته شده ، و تحميد برتر از حمد و معنى آن فراگيرندهء همه محامد و امور ستوده است ، و تحميد مخصوص شخص مستولى بر امر در كمال است و خداوند پيامبر و دوست خود ( ص ) را به دو نام مشتق از نامهاى خود ( محمد ) و ( احمد ) مخصوص گردانيد .
146 [ استكانوا ] : اصل آن از كنية به معنى حالت بد است ، و هنگامى كه گفته مىشود : « فلان بكنية » يعنى سوء نيت دارد .
147 [ اسرافنا ] : از حق تجاوز كرديم و به باطل رسيديم .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 615
مساهمون: احمد آرام
ص٦١٥