با گناهى كوچك كه زيان آنها تنها به خودشان مىرسد ، «
ذَكَرُوا اللَّهَ
- به ياد خدا افتادند . » و دريافتند كه خدا مراقب ايشان است و به حسابشان مىرسد و جزايشان را مىدهد ، «
فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
- پس براى گناهان خود آمرزش خواستند - و جز خدا كيست كه گناهان را مىآمرزد ؟ - و بر آنچه كردند دانسته پافشارى نورزيدند ، » اما در حالت غفلت و فراموشى ، يا طغيان شهوت ، بار ديگر در گناه مىافتند ، / 659 و فورى طلب آمرزش مىكنند ، چه با فهم كامل چنين نكرده بودهاند .
[ 136 ] «
أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ
- پاداش اينان آمرزشى از پروردگارشان است و باغهايى كه در آنها آبها روان است و جاودانه در آنها خواهند ماند ، و اين نيكو مزدى است براى آنان كه به كار برمىخيزند . » اين است ويژگيهاى جامعهء اسلامى و شخصيت ايمانى كه اسلام آن را نمونهاى از زندگى خوشبخت و نيرويى مىداند كه مسلمانان بايد با آن به نبرد كردن با كافران برخيزند ، و چنان كه مشاهده مىكنيد ، صفت اساسى در اين اجتماع ترس از خدا داشتن و پرهيزگارى است .
/ 660
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيات 137 تا 148 ]
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ( 137 ) هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ ( 138 ) وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ( 139 ) إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ