آنچه را كه خدا به او داده از او سلب كند . و ديگر از آن رو كه خدا هرگز به پيامبرى خود خائنى را برنمىگزيند ، حاشا و كلّا ! «
وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ
- بلكه مىگويد از ربّانيان خداييان باشيد ، » و اين دعوت عيسى از مردان دين است كه به ايشان گفت : مردان دينى باشيد كه پيش از آنكه به تقدير از خودتان و مصالحتان بپردازيد ، به تقدير و انديشيدن دربارهء پروردگارتان بپردازيد . چرا ؟
«
بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ
- به سبب كتابى كه فراگرفتهايد و درسى كه خواندهايد . » خواندن كتاب و آموختن آن به ديگران مسئوليت بزرگى بر گردن شما نهاده است ، و آن در بند اطاعت كردن از خدا بودن و دربارهء خود از اين لحاظ فكر نكردن است كه كاملا متناقض با خودپرستى است .
[ 80 ] بنا بر اين عيسى ( ع ) به شما فرمان نداد كه فرشتگان و پيامبران را ارباب و پروردگاران تصور كنيد ، بدانگونه كه ترسايان در آن هنگام كه انديشههاى بتپرستانه و مشركانه از مذاهب انحرافى به فرهنگ ايشان راه يافت / 601 و چنان گمان كردند كه : همهء نيروهاى جهانى ، كه فرشتگان نمايندهء آنها هستند ، ارباب و خدايان كوچكند كه در برابر فشار خداى بزرگ در عرش خود مقاومت مىكنند ، و على رغم ميل او به شفاعت از مردمان برمىخيزند ، و بنا بر اين لازم است كه پرستش ميان آنها و خدا تقسيم شود كه در سلطنت با خدا شريكند ، و لذا احبار مىگفتند :
آنچه از خداست براى خدا است ، و آنچه از قيصر است از آن اوست ، و در نتيجه ميان دين و سياست ، و ميان آخرت و دنيا جدايى به وجود آمد .
«
وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
- و به شما فرمان نمىدهد كه فرشتگان و پيامبران را پروردگار و خواجه و ارباب خود گيريد ؛ آيا پس از آنكه اسلام آورديد ، ممكن است شما را به كفر فرمان دهد ؟ »