در كتاب ، و حكمت مجسّم شدهء در كاربرد در واقع زندگى كه طبيعتا نيازمند به شناخت زندگى يعنى علم است .
«
ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ
- و پس از آن پيغمبرى بيايد و آنچه را كه آوردهايد تصديق كند ، به او ايمان آوريد و ياريش كنيد . » به ايشان فرمان داد كه به رسول ايمان آورند و به يارى او برخيزند ، و در اين باره سخت تأكيد كرد و :
«
قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي
- گفت : آيا به اين اعتراف كرديد و پيمان مرا پذيرفتيد ؟ » از آنان اقرار خواست و اين پيمان خود را ( اصر ) يعنى بار سنگين تا اهميت آن را نشان دهد ، تا هنگامى كه ميثاق مىدهند بدانند كه به چه عمل بزرگى اقدام كردهاند و در آينده از ادا كردن آن خوددارى نكنند .
«
قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ
- گفتند : اقرار كرديم . گفت : پس گواه باشيد و من هم با شما از گواهانم . » پس از اعتراف از ايشان خواستار گواهى شد و تو گويى فرمان داد كه امضاى آخرى را بر تعهّد نامه ثبت كنند ، / 603 و اين همه تأكيد بر رسالت دين و علم در زندگى بود .
[ 82 ] سپس خداوند اهميت اين رسالت و مأموريت را با وعيد مؤكد كرد و گفت :
«
فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
- پس هر كس بعد از اين روى گرداند ، از فاسقان است . » و پيامبران خدا بالطبع در اجراى اين تعهد سستى نكردند ، ولى پيروان ايشان آن كسانند كه رويگردان از انجام تعهد شدند و به بهرهء خود از فسق خواهند رسيد ، و هر اندازه هم كه خود را در زير پردهء ظواهر دين بپوشانند باز چنين خواهد شد .