برخيزد ، نيروى ملت است كه پاسدارى از آزادى و ثروتها و مبارزه كردن عليه كسانى كه از او بهره كشى مىكنند ، وظيفهء واجب دينى او است . ولى ملت نيازمند به سلاحى فكرى است كه او را براى فراهم آوردن نيروها و يكى كردن كارمايهها و برانگيختن فداكاريهاى او يار و ياور باشد ، و اين سلاح همان دين است . و لكن شرط آن است كه مردان دين سلاح ملت و امت را از او نربايند ، و آن را به طاغوتها به بهاى اندك چند درهم نفروشند .
بايد پيش خود تصور كنيم هزاران هزار جريمه را كه هر روز به سبب خيانت مردان / 598 دين نسبت به رسالت دين صورت مىگيرد . و چگونه مليونها مردم به همين سبب به بردگى طاغوتان كشيده مىشوند ، و آيا بهاى آن همين دراهم معدودى است كه اين خائنان در برابر اين جرائم بزرگى كه بار سنگين آن را بر دوش مىكشند دريافت مىدارند ! به همين سبب قرآن را در مقابل اين گونه كسان بسيار سخت مىيابيم كه مىگفت :
«
إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا
- كسانى كه پيمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى كم مىفروشند . » بهايى كه آدمى در مقابل گناهكارى در حق ملتها مىستاند ، هر اندازه زياد باشد در مقابل پيمان و سوگندهايى كه قرآن در آيهء ( 81 ) از آنها سخن مىگويد ، اندك و ناچيز است .
«
أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ
- اينان بهرهاى در آخرت ندارند ، » و على رغم بعضى از مظاهر طاعت و فرمانبردارى از نماز و روزه ، چيزى ماندنى براى عرضه كردن در عرصهء قيامت ندارند . چه آنان دين خود را در دنيا فروختهاند و ديگر چيزى بر ايشان باقى نمانده است كه در آخرت به كار ايشان بخورد . و آنان خوارترين مردم در روز قيامتند ، چه در مقابل فروختن دين به مقدارى جاه و جلال در دنيا رسيدند ، و خدا با خوار كردن ايشان در سراى ديگر شايستهترين كيفر را به ايشان خواهد داد .