وابستگى دروغين ايشان به موسى ( ع ) ، يا نسب شريفى كه آنان را به انبياء پيوند مىدهد ، سودى بر ايشان ندارد ، بلكه گرفتار عذاب سختى خواهند شد كه ، دنيا به صورت خوارى و درويشى و آوارگى ظاهر مىشود ، و در آخرت به صورت جهنم كه بد جايگاهى است .
[ 57 ] «
وَ أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
- و اما كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيكو كردند ، مزدشان تمام داده مىشود ، و خداوند ستمكاران را دوست ندارد ، » و چون ستمكاران را دوست نمىدارد ، پس شايستهتر آن است كه خود او به هيچ يك از بندگانش ستم نكند / 572 و از حقوق ايشان چيزى نكاهد ، و البتّه كه چنين است و حق همگان را تمام و كمال مىدهد ، و بهشت خود را بدون عمل صالح و تلاش و مخالفت با هواى نفس به كسى ارزانى نمىدارد ، كه پاداش در آنجا به اندازهء عمل است .
پس اى خردمندان عبرت گيريد
[ 58 ] اين بود قصههاى عيسى و معاصران وى . آيا اينها قصهء محض است ؟
هرگز ! اينها ، در درجهء اول ، دلالت بر حقايقى دارد كه برجستهترين آنها اين است كه انبياى خدا بشر بودهاند ، و خدا چون آنان را شايستهء براى برگزيده شدن به عنوان فرستادگان و ابلاغ رسالت خود و تواناى بر عمل صالح مىدانسته ، به رسالت برگزيده است ، نه اين كه چون از عنصر و نژاد برترى بودهاند به اين مقام رسيدهاند . و اين حقيقتى يگانه است كه آن را از قصههاى عيسى به دست مىآوريم ، و جز اين حقايق ديگر هست كه از اينها بهرهء ما مىشود .
علاوه بر اين عبرتها و پندهايى از اين قصهها مىگيريم ، و آشكارترين آنها بصيرت در بينش علمى در زندگى و دست يافتن به دانشى سودمند است .
لازمهء عمل صالح و سختكوشى ، مبارزه كردن با عناد و لجاجت نفسهاى خودمان است تا مصيرى همچون يهوديان معاصر عيسى نداشته باشيم و بلكه به درجهء