دريا آمد و قلمهاى خود را در آب مىانداختند و هر قلم كه به روى آب مىآمد صاحب آن از شرف كفالت مريم محروم مىشد ، و چنان كه ديديم از فال به نام زكريا زده شد .
«
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ
- اين از خبرهاى غيب است كه به تو وحى مىكنيم ؛ و تو در آن هنگام كه خامههاى خود را مىانداختند تا معلوم شود كدام يك بايد از مريم سرپرستى كند ، نزد ايشان نبودى ، و در آن هنگام كه با يكديگر كشمكش مىكردند نزد ايشان نبودى . » [ 45 ] اين است مريم و قصهء او . . قصهء زنى صالح كه به خداى خود تضرع كرد ، و مريم صديقه را به دنيا آورده كه به پاكيزگى ولادت خود اكتفاء نكرد بلكه جان خود را در ذات خدا به رنج و تلاش واداشت و راستگو و صديقه لقب گرفت .
اما قصهء عيسى از بخشش و كرامت خدا آغاز شد كه او را به مريم كرامت كرد تا پاداش وى در برابر دربسته نگاه داشتن فرج وى بود و او را بدون پدر به مادرش ارزانى داشت .
«
إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ
- در آن هنگام كه فرشتگان گفتند : اى مريم ! خداوند تو را به كلمهى از خود مژده مىدهد كه نامش مسيح عيسى پسر مريم است . »
نامهاى عيسى و خصائص او
او كلمهاى از خدا بود ، براى اين كه نفس خود را خالص كرد و خدا او را براى دعوت كردن به سوى خودش خالص گردانيد و او را براى خود برگزيد . / 562 و او كلمهاى از خدا است ، بدان سبب كه خدا همه چيز را از طريق سنتهاى جهانى مىآفريند ، اما « عيسى » را با گفتن كلمهاى از خود آفريد ، به همانگونه كه پيش از آن آدم را آفريد و گفت « كن باش ، فيكون پس هست شد و به وجود آمد » .