تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
در گذشتن و بخشيدن ، بهتر از صدقه‌اى است كه در پى آن آزارى باشد . » اگر شخص مالدار مال خود را به فقيران ندهد ، ولى با ايشان نشست و برخاست داشته باشد و خودش را همچون يكى از ايشان محسوب دارد و آنان را برادران خود تصور كند ، و بر ايشان به ناحق مسلط نشود ، بلكه اگر خطايى از ايشان سر زد بر آن بردبارى نمايد و از گناهشان در گذرد ، اين در نزد خدا برتر و بالاتر از آن است كه به منظور استيلا پيدا كردن بر ايشان و خوار كردن شرافت ايشان و به وجود آوردن نظامى طبقاتى در امت ، از مال خود به ايشان ببخشد . بدين گونه اسلام هر گونه از انفاق مشروط را از طرف ثروتمندان كه سبب تقويت بزرگى فروشى باطل و تسلط نامشروع ايشان شود ، رد مىكند . «
وَ اللَّهُ غَنِيٌّ
- و خدا بىنياز است ، » و به انفاق رياكاران و جز ايشان نيازى ندارد ، بلكه محتاج خود انسان است و خداوند سبحانه و تعالى ، «
حَلِيمٌ
- بردبار است ، » و بندگان را به عذاب گرفتار نمىكند ، بلكه پس از غلبهء شيطان بر ايشان مجال را باز مىگذارد تا مردمان به او بازگردند و شيطان را از خود دور كنند . / 459 [ 264 ] و در پى آنچه گذشت ، قرآن حديث از انفاق را با كلمه‌اى توجيهى براى مؤمنان دنبال مىكند كه در آن همگان را هشدار مىدهد كه صدقه‌ها به زودى ، پس از به كار گرفتن آنها براى مستولى شدن بر فقيران و محرومان بخار مىشود و مىسوزد ، و ديگر صدقه دادن سبب رشد مال و ثروت نخواهد شد ، و به هيچ وجه مايهء رسيدن به رحمت خدا در جهان ديگر نخواهد بود ، و براى ما مثل توضيح دهنده‌اى مىزند و مىگويد : آيا ديده‌ايد كه چگونه انسان عمل خير را باطل مىكند ؟ اين كار شبيه‌ترين چيز به سرزمين كوهستانى سخت است كه كشاورز مشتى خاك بر آن افشانده تا در آن بذرى بپاشد و زراعت كند ، ولى باران سيل‌زا آن مشت خاك را شسته و خاك به طبيعت اصلى خود بازگشته است كه براى كشت و زرع صلاحيت ندارد . . . و چنين است حال آن كس كه مال خود را انفاق مىكند ، و سپس انفاق را