بيشتر سپاهيان از اين آزمايش درست بيرون نيامدند .
«
فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ
- پس چون طالوت با لشكريان به راه افتاد ، گفت : خداوند شما را به نهرى مىآزمايد ، و هر كه از آن بياشامد از من نيست ، و هر كه از آن بيش از مشتى كه بردارد و بچشد نخورد از من است . » آن اندازه آب كه در ميان دو دست به صورت كاسه درآمده جاى مىگيرد .
«
فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ
- پس جز اندكى از ايشان ديگران از آن آب نوشيدند و سيراب شدند . » چون چنين شد ، طالوت فرمان داد كه نتوانستند اندكى با تشنگى خود مبارزه كنند و بر خلاف دستور او سيراب شده بودند ، به خانهها و دامان مادران خود بازگردند ، چه آنان مردان جنگ نيستند ؛ جنگ نيازمند تحمل خشونت و فرمانبردارى است و سستى و عاجزى براى آن سودمند نيست . با سپاهيانى اندك از آن نهر دور شد ، ولى افراد وى از لحاظ معنويات به صورتى نيرومند بودند .
/ 429 «
فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ
پس چون وى و كسانى كه با او ايمان آورده بودند ، از نهر گذشتند ، اينان به او گفتند كه : امروز ما را ياراى ايستادگى در برابر جالوت و سپاهيان او نيست . » و جالوت نماينده و فرمانده لشكريان كفر بود كه براى جنگيدن با سپاهيان طالوت صفآرايى كرده بودند و به صورت لشكر پرشمارى ديده مىشدند ، ولى معنويات ايشان اندك بود . سپاهيان مؤمن طالوت از ديدن شمارهء فراوان افراد دشمن و ساز و برگ جنگى بسيار به وحشت افتادند ، ولى روح ايمان ايشان را نجات داد ولى چون به ياد آخرت افتادند و پاداشى كه خدا در آنجا به ايشان عنايت خواهد كرد ، به ايمان خود مطمئن شدند .
«
قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ
- كسانى كه مىپنداشتند كه به ملاقات خدا خواهند رفت ، »