ايشان شموييل به آنان خبر داد كه هر چه زودتر به آن دست خواهند يافت ، شادمان شدند و آن را دليل پيروزى بر دشمنان خود دانستند .
در تفاسير آمده است كه : كافران دل خوشى از صندوق نداشتند ، چه پيوستهء مايهء نكبت ايشان بود و آن را به فال بد مىگرفتند . پس بر آن شدند كه صندوق را ميان دو گاو در جهت مخالفت ايستاده به آن ببندند و با هجوم آوردن به گاوها در بيابان چنان كنند كه گاوها آن را با خود ببرند ، و اين امر مصادف بود با همان زمان كه خدا - به توسط شموييل - طالوت را بر شاهى بنى اسراييل برگزيد و به آنان وعده داد كه فرشتگان تابوت را براى ايشان بازخواهند آورد . پس فرشتگان دو گاو را به سوى سرزمين بنى اسراييل راندند ، و در اين باره گفتههاى ديگر نيز هست . ولى آنچه براى ما مهم است ، عبرتى است كه از آن براى ما حاصل مىشود و مىپرسيم :
تابوت سكينه و باقى چيزها در اين قصه چه چيز به ما مىگويند ؟ / 428 و در پاسخ مىگوييم كه : اينها رمز و اشارهء به ضرورت وجود دو چيز در پيشوايى و فرماندهى است .
1 - اعتماد داشتن به آن و ترويج دادن اطمينان به آن در ميان افراد است ، كه اين كار بايد از طريق توكل و تجرد به حق و تسليم نشدن به نيروهاى دشمن و سركوب كننده و ترجيح ننهادن دستهاى از افراد بر دستههاى ديگر است .
2 - و اصل ديگر وابسته بودن به ميراث تمدنى امت و عمل كردن با اين ميراث به صورت مثبت و مستمر است . آزمايشهاى مبارزهاى است در طول قرنهاى متوالى همچون سرچشمهاى است كه از آن شكيبايى و يقين و فداكارى به خاطر ارزشهاى رسالتى الهامبخش افراد امت مىشود .
[ 249 ] طالوت سپاه خود را برگزيد و رو به دشمن به راه افتاد ، ولى مردى مجرب بود مىدانست كه پيش از پرداختن به تمرينى نظامى نبايد به دشمن حملهور شود و بايد از اين راه سپاهيان خود را آزمايش كند . پس بر سر راه خود به نهرى رسيد كه آبى گوارا داشت و لشكريان وى سخت تشنه شده بودند ، پس آنان را از اين منع كرد كه پيش از يك كف از آن بنوشند ، و نتيجهء نوميد كنندهء اين آزمايش آن بود كه
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 403
مساهمون: احمد آرام
ص٤٠٣