كه به معنى كنار و گوشهاى از آن است .
[ خطبة ] : خطبه كلامى است كه با آن گره زناشويى بسته مىشود . از خطاب به معنى ايراد سخن گرفته ؛ و آن به معنى موعظه نيز هست .
[ أكننتم ] : إكنان به معنى پوشاندن و كنّ نيز همين معنى را دارد ، و تفاوت آنها در اين است كه اكنان پنهان كردن در نفس است و گفته نمىشود « كننته فى نفسى » و كنّ به معنى صون و نگاهدارى است و در قرآن است :
« بَيْضٌ مَكْنُونٌ »
.
238 [ حافظوا ] : حفظ به معنى نگاهدارى چيزى در نفس است و شبيه به آن است ضبط كردن آن چيز و جلوگيرى از رفتن آن . و حفظ بر خلاف نسيان ( فراموشى ) است ؛ و حفيظه به معنى حميت است و حفاظ به معنى محافظت .
[ قانتين ] : اصل قنوت دوام دادن به امر واحد است ، و به قولى اصل آن طاعت است ، و گفتهاند كه اصل آن دعا كردن در حال قيام است .
239 [ رجالا ] : جمع راجل است كه به معنى كسى است كه بر سر پا ايستاده است ، خواه ساكن باشد خواه در حال راه رفتن .
[ ركبانا ] : جمع راكب به معنى سوار است ، و هر چيز كه بر بالاى چيز ديگر باشد بر آن ركوب يافته است .