پس در اين وقت ، يعنى زمان عده ، شوهر حق رجوع دارد ، بدان شرط كه بازگشت او به نزد زنش پس از تصميم گرفتن برداشتن زندگى زناشويى عادلانه باشد .
«
وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ
- و زنان را بر مردان حقّى است همانند حقّى كه مردان دارند به خوبى . » اين درست نيست كه كارهاى واجبى بر زن تحميل شود بىآنكه براى او حقوقى معين كنند ، مثلا ، در آن هنگام كه واجب تربّص و انتظار كشيدن تحميل مىشود ، حق نفقه در خلال اين مدت بايد به او داده شود و در واقع : اين يك قانون انسانى كلى است كه در هر قانونگذارى بايستى ارتباطى ميان حقوق و مسئوليتها برقرار شود .
«
وَ لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ
- و مردان را بر زنان برترى و پايهاى است ، » بدان سبب كه مرد در محيط خانواده حاكم است ، و طلاق به دست او است ، و نفقه را او بايد بپردازد .
/ 398 «
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
- و خدا توانا و حكيم است . » عزيز است در قدرت خود بر مردان و زنان ، و حكيم است در تعيين واجبات و ملزم كردن مردم به مراعات آنها .
[ 229 ] طلاق بينهايت قابل تكرار نيست ، چه اگر چنين مىبود مرد حكم حاكم مطلق را پيدا مىكرد كه هيچ چيز سبب محدود شدن اقدامات او نبود . تنها مىتواند سهبار زن خود را طلاق دهد ، و پس از طلاق سوم زن او وقتى براى او حلال مىشود كه پيش از آن شوهر ديگرى انتخاب كرده و از او طلاق گرفته باشد .
«
الطَّلاقُ مَرَّتانِ
- طلاق دو بار است ، » و پس از آنها شوهر بايد يكى از دو كار را انتخاب كند :
«
فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ
- پس از آن يا به خوبى نگاه دارد ، » و زناشويى شايسته و آميزش خوبى فراهم آيد ؛ «
أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ
- يا به نيكى رها كند ، »