شوهر ارتباط جنسى برقرار نشده باشد ، و آن زن خاموش و راضى نباشد ، آزاد است و مىتواند شكايت كند ، و در اين صورت به آن مرد خواهند گفت : يا بايد به نزد زنت بازگردى و با او نزديكى كنى ، و يا او را طلاق دهى ، و با عزم طلاق بايد از همسر خود كناره گيرد . « 18 » «
لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
- و براى كسانى كه سوگند ياد مىكنند كه به زنان خود نزديكى نكنند ، چهار ماه مهلت و انتظار است ، پس اگر بازگشتند خداوند آمرزنده و مهربان است ، » على رغم آنكه شكستن سوگند حرام است ، ولى چون اين سوگند با حقوق مردم ارتباط دارد ، / 396 خداوند متعال شكستن آن را به سبب نيت پاكيزهاى كه همراه با اين شكستن است مىبخشد .
[ 227 ] «
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ
- و اگر آهنگ طلاق كردند ، بايد حقوق زن و تقوى مراعات شود . »
فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
- و خداوند شنوا و دانا است . » [ 228 ] پس از طلاق كه به سببى يا سبب ديگر صورت مىگيرد ، بر زن واجب است كه عدّه نگاه دارد و در ايام عده كه عبارت از سه خون است ، شوهر اختيار نكند . و سؤال اين است كه سه خون يعنى چه ؟ در بعضى از كتابهاى لغت آمده است كه ميان ( القرء ) با فتح قاف كه مخصوص حيض است با ( القرء ) به ضم قاف كه مقصود طهر و پاك شدن از حيض است ، تفاوتى وجود دارد ، و اين كه جمع اوّلى أقراء است و جمع دومى قروء . و بدين گونه آيه دلالت بر آن دارد كه دو مرتبه قاعده شدن و سهبار پاك بودن كفايت مىكند ، پس چون وارد قاعدگى يا حيض سوم شود آن زن جدا شد . و فتواى مشهور بنا بر آنچه در حديث شريف از زرارة از ابو جعفر عليه السلام روايت شد چنين است : « على ( ع ) مىگفت : قرء به معنى طهر است كه در آن خون قرار مىگيرد و جمع مىشود ، پس چون حيض بيايد ، خون
هامش
( 18 ) - نور الثقلين ، ج 1 ، ص 220 .