تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
پس چيزى يا كسى ممكن نيست به اعتبار فرزند خدا بودن تعالى پيدا كند ، بلكه هر چيز و همه كس خاضع او است بدان جهت كه خدايش آفريده و روزيش مىدهد و بازگشت هر چيز به سوى او است . [ 117 ] و هنگامى كه خدا چيزها را آفريد ، بدان صورت نبود كه چيزها از وى به همان صورت جدا شود كه نوزاد از مادرش جدا مىشود ، بلكه خدا آفريدگى را به چيزهايى ارزانى داشت و آنها را آفريد ، پس او : / 242 «
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
- سازندهء آسمانها و زمين است ، و چون ( خواهد ) كارى كند ، به آن مىگويد : باش ، پس مىباشد ( و هستى پيدا مىكند ) . » بنا بر اين او براى خود فرزند نمىگيرد ، نه پس از آنكه چيزها را آفريد ، و نه در هنگام آفريدن آنها . [ 118 ] و كافران مىگفتند كه اگر عيسى پسر خدا نبود ، و اگر موسى و هارون و عزير پسران خدا نبودند ، پس چرا خدا ايشان را به پيامبرى برگزيد و ما را براى اين كار انتخاب نكرد ؟ «
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ
- و كسانى كه نمىدانستند گفتند : چه خوب بود كه خدا با ما سخن مىگفت ، يا آيتى و نشانه‌اى براى ما مىآمد ؛ كسانى كه پيش از ايشان بودند نيز چنين گفتند . » يعنى اين كه همهء كفار ، در امتداد تاريخ ، از اين استدلال بنا بر تصور خود شركايى براى خدا قائل مىشدند ، و چون بعضى از چيزها را نيرومندتر از بعضى ديگر و بعضى از اشخاص را مهمتر از بعضى ديگر مىديدند ، با خود مىگفتند : اگر اين چيزها نيمه خدا و اين اشخاص خدا نبودند ، پس چرا برتر از ديگران شده بودند ؟ «
تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ
- دلهاشان مانند يكديگر است ، » و طرز تفكر يكسان دارند . و حقيقت آن است كه مسيحيت يا يهوديت تنها از فرهنگ يونانى تأثر نپذيرفته بود كه در آن براى جهان ارباب انواعى جز خدا تصور