[ 122 ] بنى اسراييل كتاب را بدان صورت كه شايستهء خواندن بود مىخواندند ، و از همين روى خداى متعال آنان را بر جهانيان برترى بخشيد ؛ سپس آن را كنار گذاشته . و پايان كارشان به خوارى و مسكنت انجاميد .
اكنون بر ايشان لازم است كه واقعيت پيشين خود را به ياد آورند و به آنچه سبب پيشرفت و برترى ايشان بود بازگردند .
«
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ
- اى پسران اسراييل ، به ياد آوريد نعمتى را كه بر شما ارزانى داشتم . » از كتاب و پيامبرى كه برترى شما به سبب آنان بود ، «
وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ
- و اين كه شما را بر جهانيان برترى بخشيديم . » / 245 در پرتو اين دو عامل اساسى پيشرفت : قرآن و پيامبر .
[ 123 ] «
وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
- و از روزى بترسيد كه از دست كسى براى كس ديگر چيزى ساخته نيست ، و بلا گردان و جانشين پذيرفته نمىشود ، و شفاعت و ميانجيگرى سودى ندارد ، و كسى به يارى ديگرى برنمىخيزد . » و اگر بنى اسراييل نعمت خدا يعنى رسالت را به ياد مىآوردند ، و از روز كيفر مىترسيدند ، به ريشههاى سهگانهء دين يعنى توحيد و نبوت و معاد توجه مىكردند و به مقتضاى آنها به عمل برمىخاستند .
و اين ديدى كلى است كه قرآن كريم در پايان گفتار خود از فرزندان اسراييل آن را عرضه مىدارد تا بيان كند كه جوهر دين و جوهر تقدم و برترى امتها در ايمان به خدا و فرستادگان او و به روز بازگشت به او خلاصه مىشود .
/ 247 / 248 / 249 / 250 / 251
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 124 تا 140 ]
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا