نه پير باشد . » «
وَ لا بِكْرٌ
- و نه جوان . » / 170 بلكه ميان اين دو باشد :
«
عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ
- ميان اين دو . » و سپس به ايشان تندى كرد و خواست كه دستور را اجرا كنند و گفت :
«
فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ
- پس آنچه را كه به شما فرمان داده شد انجام دهيد . » [ 69 ] ولى آنان ، از چسبيدگى به پوست و رها كردن مغز دين ، به پرسش بازگشتند :
«
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ
- از پروردگارت بخواه تا براى ما رنگ آن را بيان كند ؛ گفت : او مىگويد كه آن گاوى است به رنگ زرد سير كه ديدن رنگ آن خاطر نگرندگان به آن را شاد كند . » [ 70 ] بار ديگر به پرسش دربارهء گاو پرداختند و :
«
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا
- گفتند :
پروردگارت را بخوان تا براى ما آشكار كند كه اين چيست ؛ اين گاو بر ما مشتبه شده است . » چون به اين جا رسيدند كه پرسشهاى ايشان به نظر موسى ( ع ) بدان معنى بود كه نمىخواهند فرمان خدا را اجرا كنند ، كه على رغم ادعاى ايشان كه چنين نيست در واقع چنين بوده است . پس گفتند :
«
وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ
- و ما ، اگر خدا بخواهد ، راه خواهيم برد . » [ 71 ] «
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ
- گفت : او مىگويد كه آن گاوى است كه با شيار كردن زمين و آبكشى براى زراعت خسته و مانده نشده ، و » / 171 «
لا شِيَةَ فِيها
- رنگش يك دست و بدون لكه باشد . »