رنگ گاو و طبيعت و مقدار عمر و ديگر ويژگيهاى آن پرسش مىكردند ، در صورتى كه اصل مسئله يعنى ذبح كردن گاو را كنار گذاشته بودند . و چنين است حال امت اسلامى در بعضى از مراحل اخير آنكه بيشتر توجه معطوف به جزئيات و تفاصيل مىشود و روح تعاليم و هدفهاى مورد نظر كنار مىماند .
/ 169
شرح آيات :
[ 67 ] «
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
- ( و به ياد آوريد ) آن زمان را كه موسى به قوم خود گفت : خداوند به شما فرمان مىدهد كه گاوى قربانى كنيد . » نخست از اين دستور موسى تعجب كردند و خيال كردند به شوخى و طنز چيزى به ايشان مىگويد ، و سبب آن بود كه از فلسفهء حكم خبر نداشتند :
«
قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً
- گفتند : آيا ما را به مسخره گرفتهاى ؟ » على رغم آنكه موسى عليه السلام با قوم خود جدّى بود با ايشان به صورت قاطع سخن مىگفت ، بنى اسراييل دچار سستى ايمان شده بودند . ايمانى كه از صاحب خود اجرا كردن حكم را بدون چون و چرا و بحث كردن در خصوص علتها و هدفها خواهان است ، و از همين رو موسى گفت :
«
قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ
- گفت : پناه مىبرم به خدا كه من از نادانان باشم . » [ 68 ] و از اين جا سلسلهء سؤال و جوابهايى آغاز مىشود كه مقصود از آنها شناختن پيامدهاى حكم خدا و ابعاد مختلف پيرامون آن بوده است .
«
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ
- گفتند : از پروردگارت بخواه تا بر ما معلوم كند كه اين چيست . » آيا گاوى همچون گاوهاى ديگر است ؟ يا گاو خاصى است ؟ و در اين جا خدا بر ايشان سخت گرفت و موسى به ايشان گفت :
«
إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ
- او ( خدا ) مىگويد كه آن گاوى است كه