است ، همچون « بعث راحلته » كه به معنى بلند كردن شتر از جايى است كه در آنجا قرار گرفته ؛ و لذا به روز قيامت « يوم البعث » گفته مىشود ، چه مردمان را از گورهاشان برمىانگيزند و به محل رسيدگى به حساب مىبرند . و اصل بعث به معنى فرستادن و ارسال رسول است .
57 [ ظللنا ] : ظلة و سترة و غمامة نظير يكديگرند . و به سياهى شب از آن روى ظل مىگويند كه چيزها را مىپوشاند .
[ الغمام ] : به معنى ابر است و پارهاى از آن غمامة ناميده مىشود ؛ و به آن سبب چنين خوانده شده كه آسمان را مىپوشاند و غمّ به معنى پوشاندن است .
61 [ ادعوا ] : دعاء به معنى بانگ بر آوردن و ندا كردن است و هر كس خداى خود را به دعا بخواند او را طرف خطاب قرار داده است .
[ تنبت ] : انبات ، روياندن و بيرون آوردن نبات است و اصل معنى آن آشكار شدن است .
[ بقلها ] : بقل ، هر گياه بدون ساقه است ، و آن است كه بهار سبب روييدن آن مىشود .
[ فومها ] : فوم گندم است و بعضى گفتهاند كه آن ثوم است .
[ ادنى ] : يعنى نزديكتر ، و ممكن است از دناءت يعنى پستى بوده باشد .
[ ضربت ] : يعنى واجب كرد و بر ايشان پرداختن آن را واجب ساخت .
[ الذّلّة ] : مشقّت و خوارى است .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: احمد آرام
ص١٥٤