پادشاه تركان و تبّع نام پادشاه يمن بوده است كه در واقع يك صفت محسوب مىشوند . [ يسومونكم ] : اصل سوم ، رفتن در جستجوى چيزى است ، و آن عبارت از فرستادن شتران به چراگاه است ، و در اين جا بايد گفت كه فرعون آنان را به جايى براى چشيدن عذاب بد و شديدى مىفرستاده است به همانگونه كه شتران را به چرا مىفرستند . [ يستحيون ] : يعنى باقى و زنده نگاه مىدارند . [ البلاء ] : آزمايش و خبر گرفتن . 50 [ فرقنا ] : فرق به معنى جدا كردن دو چيز از يكديگر است كه ميان آنها فرجه و شكافى باشد ؛ و فرق ، به معنى طايفه است . 55 [ لن نؤمن لك ] : يعنى تو را تصديق نمىكنيم . [ جهرة ] : جهر و علامة و معاينة نظير يكديگرند ؛ و « جهر بكلامه و بقراءته جهرا » به معنى آشكار كردن كلام و قرائت است ، و حقيقت جهر ، آشكار بودن چيز و قابل ديدن بودن آن است . [ الصاعقة ] : بر سه وجه است : 1 - آتشى كه از آسمان فروافتد ، همچون در اين گفتهء خدا : « وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ » . 2 - مرگ در اين گفتهء خدا : « فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ » . 3 - عذاب در اين گفتهء خدا : « أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ » . 56 [ بعثناكم ] : بعث به معنى بلند كردن چيزى از جاى آن
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: احمد آرام
ص١٥٣