/ 123 يعنى كسانى كه ايمان آوردهاند از پشه ، به سبب ارزش نهادن به حق و تقديس آن ، بهرهمند مىشوند ، ولى كافران ، به سبب استكبار ، گمراه مىشوند و در كفر باقى مىمانند .
«
وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ
- و به آن جز فاسقان گمراه نمىشوند . » آيا فاسقان كيانند ؟ پاسخ اين پرسش را آيهء بعد مىدهد .
[ 27 ] فاسقان يك صفت نفسانى مشترك دارند كه عبارت از خودپرستى است و مظاهر عملى فراوان دارد كه برجستهترين آنها سه است :
الف : عهدشكنى :
«
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ
- آن كسانند كه پيمان خدا را پس از بستن آن مىشكنند . » يعنى پيمان خدا را محترم نمىشمارند و خود را برتر از پيمان مقدس مىدانند .
ب : «
وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ
- و آنچه را كه خدا به پيوستن آن فرمان داده است مىگسلند و مىبرند . » و بنا بر اين حقوق مردمان را از خويشاوندان و يتيمان و درويشان و جز ايشان به آنان نمىدهند ، و حرمتهايى را كه بايد مراعات شود پاس نمىدارند ، بلكه براى تأمين مصالح و بر آوردن شهوات خود آن را پايمال مىكنند .
ج : «
وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ
- و در زمين فساد مىكنند . » براى زندگى هيچ حرمتى قايل نيستند . مزرعهاى را آتش مىزنند تا يك لحظه آتشى را كه سبب نابود شدن روزى ميليونها نفر است تماشا كنند و از آن ، به خيال خام خود ، لذت ببرند . افراد اين گروه احترامى براى خدا و انسان و طبيعت قايل نيستند . كسانى هستند كه خدا ايشان را ، به سبب آنكه خود را در نفس خويش زندانى كردهاند و جز مصالح آن را نمىبينند ، گمراه كرده است . پس چگونه ممكن است معنى حيات را فهم كنند ؛ مگر / 124 مىتوانند از اين راه براى خود خدمتى انجام دهند ؟