تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
شويم و از آن پرهيز كنيم . مىگويد : نفاق بدان مىماند كه كسى چيزى بخرد و پول آن را بدهد ، ولى فروشنده كالا را به او تسليم نكند ، كه در اين صورت مالش را از دست داده و به كالاهاى مورد نظر خود دسترس پيدا نكرده است . به همين گونه است كه منافق دنيا را با از دست دادن آخرت مىخرد ، و حق و هدايت را مىدهد تا سعادت در دنيا را تحصيل كند ، پس به اين يك نمىرسد و آن را از دست مىدهد . «
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
- آنان كسانيند كه گمراهى را با از دست دادن هدايت خريدند ، پس تجارتشان سودى نداشت و رهيافته نبودند . » [ 17 ] و قرآن براى آنكه طرف ديگرى از نفاق را بر ما مكشوف كند ، مثل ديگرى مىزند : «
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ
- مثل ايشان همچون مثل كسى است كه آتشى افروخت و چون اطراف خود را روشن كرد ، خدا روشنى را نابود كرد . » و چيزى در برابر او جز دود و خاكستر باقى نماند . «
وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ
- و آنان را در تاريكيهايى گذاشت كه چيزى در آن نمىديدند . » هدايت ، نورى است كه خدا براى انسان مىافروزد ، و منافق ، نزديك نور بود و ظاهرا / 110 به آن ايمان آورد ، و بسا كه در لحظهء پاكيزه‌اى از لحظه‌هاى عمر خود به آن حقيقة مؤمن بود ، ولى سرانجام بر اثر فشار شهوتها و تسليم شدن به ارادهء طاغوتهاى اجتماع فاسد به آن كفر ورزيد ، و خدا نور هدايت را از او گرفت و چيزى جز تاريكى و نابينايى براى او باقى نماند . [ 18 ] «
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ
- كر و گنگ و كورند ، پس بازنمىگردند . » منافقان همهء مشاعر و تواناييهاى خود را از كف مىدهند . قدرت بر شنيدن و بر سخن گفتن و بر ديدن را از دست مىدهند ، و در نتيجه قدرت بر زندگى از اختيار
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 118 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي