شرح
قوله : بين فى الاجرام : مقصود از « اجرام » علم اجرام است و آن علمى بوده كه بواسطهء آن تقدير و اندازه اجرام دانسته مىشود .
قوله : فالمستضيئ اكثر من نصفها : يعنى نصف زمين چه آنكه در محلّش مقرّر است كه جسم كوچك مظلم وقتى در مقابل جرم بزرگتر نورانى قرار مىگيرد و هردو به صورت كره باشند بيش از نصف جرم كوچك روشن مىگردد .
قوله : و ظلّها مخروط يلازم رأسه : ضمير در « ظلّها » به ارض و در « رأسه » به مخروط عود مىكند .
قوله : و ينتهى فى فلك الزّهرة : ضمير فاعلى در « ينتهى » به مخروط عائد است .
قوله : من شرقى الافق : مقصود از « شرقى افق » نصف شرقى دائرهء افق است .
قوله : الى غربية : يعنى نصف غربى افق .
قوله : و لا يزال كذلك : يعنى پيوسته در نصف غربى هست .
قوله : المحيط به : ضمير در « به » به مخروط عائد است .
[ نمايش شعاع آفتاب ]
متن : و اوّل ما يرى منه هو الاقرب الى موضع النّاظر و هو موقع خطّ يخرج من بصره فى سطح سمّيته بمركز الشّمس عمودا على الخطّ المماسّ للشّمس و الارض الّذى هو فى سطح الفصل المشترك و بين الشّعاع و الظّلّ فيرى الضّوء مرتفعا عن الافق مستطيلا و ما بينه و بين الافق مظلما و هو الصّبح الكاذب و هذه صورته .
ترجمه : و اوّل مقدارى كه از شعاع ديده مىشود بموضع ناظر و مكان بيننده نزديكتر است و آن محلّ وقوع خطّ و برخورد نمودن شعاعى است كه از چشم ناظر خارج و به آن موضع كه در سطحى است بنام مركز شمس بر خطّى كه مماسّ با خورشيد و زمين است بطور عمود فرود مىآيد و از خواصّ آن ( يعنى اوّل مقدار ) اينستكه در سطح فصل مشترك و بين شعاع و سايه قرار دارد و لذا نور خورشيد از افق مرتفع و بطور مستطيل همچون خطى ديده مىشود و ما بين اين خطّ و افق تاريك است و به آن صبح كاذب گويند ، چنانچه در شكل ديده مىشود . شكل ( 28 ) .