فصول آنها در طول سال هشت تا است ، دو تابستان و دو پائيز و دو بهار و دو زمستان و هركدام از فصول بمدّت يك ماه و نيم طول آن است .
و امّا اهالى ساير بقاع غير از عرض تسعين كه منطقهء قطبى است پس نسبت باعتبار سنجش ، عرض آنها با ميل كلّى خورشيد پنج قسم مىباشند .
1 - آنكه عرض آنها از ميل كلّى شمس كمتر باشد .
حكم اين بقاع آنست كه خورشيد در عرض سال دو بار مسامت اين بقاع واقعشده و به صورت عمود بر آن مىتابد و آن وقتى است كه خورشيد به دو نقطهاى رسيده كه ميل آن دو از دائرهء معدّل النّهار مانند عرض آن صوب و اهالى آن باشد ، در نتيجه سايهء شاخص معدوم مىشود .
و فصول اهالى اين نقاط نيز در صورتى كه نزديك به خطّ استواء باشد هشت تا است و فصول غير اين اهالى يعنى آنهائيكه به منطقهء استوائى نزديك نباشند چهار است .
2 - آنكه عرض آنها با ميل كلّى مساوى باشد .
حكم اين بقاع آنست كه در عرض سال يك بار خورشيد مسامت آن قرار گرفته و آن وقتى است كه شمس بنقطه انقلاب صيفى كه اوّل تابستان است برسد و يكى از دو قطب بروج يعنى آن قطبى كه نزديك قطب ظاهر معدّل است دائما ظاهر بوده و هرگز غروب نكند و قطب ديگر يعنى قطبى از بروج كه قريب قطب مخفى معدّل است پيوسته مخفى است و ابدا طلوع نمىكند و اين دو قطب در يكدوره يومى يك بار با افق مماسّ مىشوند چه آنكه بعد و مسافت مدار اين دو قطب از معدّل به قدر تمام عرض بلد مىباشد .
3 - آنكه عرض آنها از ميل كلّى بيشتر بوده و از تمام ميل كمتر باشد ، در اين صورت اعلى ارتفاع خورشيد كه از آن بالاتر نرود مساوى با مجموع ميل كلّى و تمام عرض بلد مىباشد و اسفل و پائينترين نقطهء ارتفاع خورشيد كه از آن پائينتر نيايد مساوى با نقصان ميل كلّى از تمام عرض بلد مىباشد ، در اين بلاد سايهء شاخص به طرف شمال مىافتد زيرا شمس هميشه در جنوب آنها است ازاينرو سايه به غير طرف شمال واقع نشود .
تحفة الأحباب شرح فارسى بر تشريح الافلاك ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٠