4 - آنكه عرض آن به قدر تمام ميل كلّى باشد .
در اين بقاع اعلى ارتفاع شمس و غايت برآمدنش به مقدار ضعف و دو برابر ميل كلّى است و قطب منطقة البروج در يك دور تمام يك بار مسامت با رؤس اهل آن صوب گشته در نتيجه دائرهء فلك البروج بر افق ايشان منطبق مىشود و سپس نصف منطقة البروج از افق بواسطه ميل قطبش از قطب افق مرتفع شده و دفعتا بالا مىآيد قهرا نصف ديگرش پائين مىرود و سپس نصفى كه غروب نموده و پائين رفته بود طلوع كرده و نصفى كه طالع بوده و بالا آمده بتدريج غروب مىنمايد و كمكم روز رو بازدياد گذاشته تا دوره مساوى شود يعنى روز اطول به مقدار مجموع روز و شب كه 24 ساعت است گردد و شب نيز رو بتزايد گذاشته تا آن نيز به مقدار 24 ساعت بشود و به اين قسم « قسم چهارم » ربع معمور بانتهاء مىرسد .
شرح
قوله : و فصولهم ثمانية : يعنى اين بقاع فصولشان هشت تا است ، دو تابستان و دو زمستان و دو بهار و دو پائيز .
وقت تابستان زمانى است كه آفتاب به دو نقطهء اعتدال برسد و زمان زمستان وقتى است كه آفتاب به دو نقطهء انقلاب رسيده باشد و اوان بهار موقعى است كه آفتاب باواسط برج اسد و دلو رسيده باشد چنانچه وقت پائيز زمانى است كه آفتاب باواسط برج ثور و عقرب آمده باشد .
قوله : فان نقص عرضهم عن الميل الكلّى : عرض عبارتست از فاصله بقعه تا دائره معدّل النّهار .
و مقصود از « ميل كلّى » نهايت ارتفاع شمس از دائرهء معدّل است كه برصد الغبيكى عبارتست از « 23 » درجه و « 30 » دقيقه و « 17 » ثانيه چنانچه شرحش گذشت .
قوله : و ان زاد عليه و نقص من تمامه : ضمير فاعلى در « زاد » به عرض و ضمير مجرورى در « عليه » به ميل كلّى راجع بوده و مقصود از تمام ميل كلّى مقدار فاصلهء بين معدّل النّهار تا قطب فلك البروج از تحت ارض مىباشد كه طبق گفتهء چغمينى