به نظر مىآيد ، كه براى كواكب حالت رجوع عارض شده است .
شرح
قوله : و حركة اعلى تدوير القمر الى المغرب الخ : حاصل مقصود آنست كه چون كلّيّه تداوير از افلاك شامله نبوده و ارض را در خود همچون افلاك ديگر نگرفتهاند ، لاجرم اگر اعلاى آنها بر توالى يعنى از مغرب بمشرق حركت كند اسفل بر خلاف توالى حركت نموده و از مشرق به مغرب است و در اين قسم از حركات ، حركت اعلا را اعتبار مىنمايند .
قوله : و المتحيّرة بالعكس : مقصود از « متحيّره » سيّارات پنجگانه است يعنى :
عطارد ، زهره ، مشترى ، مرّيخ و زحل .
قوله : فيعرض له الاستقامة و الاقامة الخ : كواكب متحيّره باعتبار ملاحظه حركت مركزشان با مركز تداويرشان از نظر ديد و رؤيت ما داراى سه حالت مىباشند .
1 - استقامت : و آن اينستكه حركت مركزشان با مركز تداوير موافق باشد ، يعنى از مغرب بمشرق و بطور سريع صورت گيرد در اين موقع كوكب را مستقيم گويند .
2 - اقامه : و آن اينستكه حركت مركز اين كواكب با مركز تداوير مكافئ و مقابل قرار گرفته بطورى كه چنين ديده شود كه كواكب در يك مكان ايستاده در اينموقع كوكب را مقيم گويند .
3 - رجوع : و آن اينستكه حركت مركز كوكب سريعتر از مركز تدوير بوده و بعبارت ديگر حركت كوكب بر خلاف توالى بعد از اينكه حركتش بر توالى بوده است بنام رجوع معروف مىباشد و كوكب را در اينموقع راجع خوانند .
[ مبحث تعديلات - تعديل شمس ]
متن : و للسّبع تعديلات يوجبها حركات الخوارج و التّداوير ، و اقلّها تعديل الشّمس فنقتصر عليه فى هذا المختصر .
و هو قوس من ممثّلها بين طرفى الخطّ التّقويمى و هو الخارج من مركز العالم الى الاعلى مارّا بمركزها و بين طرف الخطّ الوسطى و هو الخارج كذلك غير مار موازيا للخارج من مركز الخارج الى مركزها .