قوله : قائمة عليهما : كلمه ( قائمة » منصوب است تا حال باشد از « دائرة مارّة » و ضمير تثنيه در « عليهما » به « اوليين » عائد است .
قوله : فهما كذلك : ضمير « هما » به « اوليين » راجع بوده و مقصود از « كذلك » اينستكه اين دو دائره يعنى معدّل و فلك البروج نيز به دو قطب اين دائره كه دو نقطهء مغرب و مشرق است ، مرور مىكنند و آن دو نقطه تقاطع دائره معدّل با فلك البروج در دو ناحيهء نامبرده است .
قوله : و تقطع الثّانية : ضمير در « تقطع » به دائرهء مارّه رجوع نموده و مقصود از « الثّانية » دائرهء فلك البروج مىباشد .
قوله : و الاولى على نظير تيهما : يعنى و با دايرهء اولى كه معدّل النّهار باشد بر دو نقطه نظير دو نقطهء انقلاب تقاطع مىكند و آن دو نقطهء نظير عبارتند از :
نقطهء شمال كه نظير انقلاب شتوى بوده و نقطه جنوب كه نظير نقطهء انقلاب صيفى مىباشد ، چه آنكه در اصطلاح اهل هيئت نظير هرنقطهاى ، نقطهء ديگرى است كه نصف دائره يعنى 180 درجه با آن مسافت داشته باشد .
بنابراين نقطه نظير انقلاب شتوى و نيز نقطه نظير انقلاب صيفى آنست كه تفسير نموديم .
قوله : و اقصر قوس منها بينهما : ضمير در « منها » به دايرهء فلك البروج و در « بينهما » به معدّل و مارّه راجع است .
قوله : او بين قطبيهما : يعنى قطب معدّل و قطب فلك البروج زيرا دو دائره وقتى يكديگر را قطع كنند غايت بعد و نهايت دورى آنها از همديگر مساوى است با انتهاى مسافت بين دو قطب آنها ، و چون نهايت دورى دايرهء فلك البروج از دايرهء معدّل النّهار طبق رصد الغبيك كه از اصحّ ارصاد است 23 درجه و 30 دقيقه و 17 ثانيه است ، لاجرم بين دو قطب ايندو نيز همين مسافت فاصله مىباشد .
قوله : هو الميل الكلّى : يعنى ميل اعظم خورشيد .
مؤلّف گويد :
در اوّل روز بهار كه ابتداء برج حمل و آغاز نوروز باستانى ايرانيان است خورشيد روى نقطه تقاطع دايرهء فلك البروج با معدّل بوده ازاينرو شب و روز در تمام
تحفة الأحباب شرح فارسى بر تشريح الافلاك ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦