چنانكه محققي گفته است
هر ديده كه بر فطرت أول باشد * يا آنكه بنور حق مكحّل باشد
بيرون ز تو هر چه بيند اندر عالم * نقش دو يمين چشم أحول باشد
حكايت اين داعى را كه با صوفي كه دايم دم از توحيد زدى صحبتي افتاد با وى گفتم كه چون آفتاب طالع ميشود نور وى بر ديدههاى سر غلبه ميكند چنانكه هيچ ستاره نتواند ديد با آنكه ستارهگان بسيار بالاى أفق موجودند پس چرا نشايد كه أنوار الهى بر ديده دل غلبه كند چنانكه هيچ از مخلوقات را نتوان ديد با آنكه موجود باشند بطريق حقيقت نه بطريق توهم وخيال در جواب گفت كه اين احتمال در مرتبهء عقل موجه است لكن ما را بمكاشفه ومشاهده محقق شده است كه غير ذات حق تعالى موجود نيست الا بطريق تخيل ومجاز پس ان احتمال پيش ما اعتبار ندارد وتحقيق بنزد ما آنست كه شاعر بان اشاره كرده است وگفته است ) ( رباعيّه ) ( در عالم معرفت چه كردم گذرى افتاد مراد ره وحدت نظري پس طرفه حكايتى ونادر خبري يكدست وصد استين دو صد حبيب وسرى وفرمود كه اسرار توحيد كما ينبغي در عبارت نكنجد وعقل را مجال ادراك ان نباشد وافشاء ان نشايد واگر رمزى از ان اسرار گفته شود بايد كه در لباس شريعت منطوى باشد تا أصحاب ظاهر بر ان انكار نكنند ومتنفر نشوند وطلاب يقين از ان محظوظ كردند ورعبت ايشان در جد واجتهاد وسير وسلوك زيادت گردد وحديث ) ( كلّم النّاس على قدر عقولهم مقتضى اين طريقه است وكلام مشايخ كبار كه افشاء اسرار الربوبيّة كفر در وجوب كتمانى سرّ توحيد دليلي است كافى وما أحسن ما قيل شعر للامام المعصوم زين العباد بنبيرهء حضرت رسالت عليه سلام الله منضما لحديث أمير المؤمنين ويعسوب الدّين على الوصي المرتضى عليه السّلام الله تعالى من الأزل إلى الأبد انّى لاكتم من علمي جواهره كيلا يرى الحق ذو جهل فيفتتنا وقد تقدم في هذا أبو حسن إلى الحسين ووصى قبله الحسنا
يا رب جوهر علم لو أبوح به * لقيل لي أنت ممّن تعبد الوثنا
ولا استحل رجال مسلمون دمى * يرون أقبح ما يأتونه حسنا
ودر كلام علي بن أبي طالب عليه السّلام مذكور است كه در سينهء من علمي است كه اگر آن را بر شمال اظهار كنم بر خود بلرزيد همچنانكه ريسمان دراز در چاه أب واز بعضي صحابه رضي الله عنهم منقولست كه من از پيغامبر صلى اللّه عليه واله وسلم دو دعا از حديث ياد گرفتم يكى را با شما گفتم واگر ديگرى را با شما بگويم واين حلقوم
و