مراتب ميراث [ 1 ] برعاقلهء ايشان قسمت مىكند .
پس اگر فرزندان از عهدهء خونبها بيرون نتوانند آمد يا چيزى نداشته باشند و برادران يا فرزندان ايشان برآن قادر باشند ايشان مىدهند ، و همچنين اگر ايشان عاجز آيند اعمام قاتل و اولاد ايشان ، و اگر ايشان نيز عاجز باشند اعمام پدر او و اولاد ايشان ، و اگر ايشان نباشند اعمام جدّ و اولاد ايشان ، و اگر ايشان نباشند آزاد كننده ، و اگر او نباشد ضامن جريره ، و اگر او نيز نباشد امام مىدهد .
و خويشان حاضر و غايب هردو در خونبها شريكند ، پس در اين صورت حاكم شرع آن شهر چيزى به حاكم شهر غايب بنويسد كه خونبها را برايشان قسمت كند .
و اگر حاكم شرع در حكم يا در اجتهاد خطا كند خونبها را از بيتالمال مىدهد ، و در غير حاكم از روى خطا عاقله او مىدهد .
نكته : داعى دولت قاهره نظام ساوجى گويد : كه از استاد خود - اعنى افضل المتاخّرين بهاءالملّة والحقيقة والدين محمّد عاملى طابثراه - شنيده شد كه روزى نوّاب اعلى - كه هزارجان گرامى فداى نامش باد - در مجلس درس ايشان حاضر شده بودند و بحث عاقله در ميان بوده ، نواب اعلى پرسيدهاند كه : عاقله چه معنى دارد ؟ ايشان گفتهاند كه : عاقله جماعتىاند كه هر گاه كسى از روى خطا كسى را بكشد خونبهاى كشته شده را ايشان مىدهند ، نوّاب اعلى فرموده باشند كه : حكمت در اين چه باشد كه ديگرى كسى را بكشد وجمعى ديگر خونبها بدهند ؟ ايشان در جواب گفتهاند كه : ظاهراً حكمت در اين آن است كه چون ايشان دانند كه هر گاه يكى از خويشان ايشان كسى را بكشد ايشان خونبها مىدهند ايشان را نگذارند كه هرزه گردى نمايند و هميشه در محافظت ايشان باشند تا كسى را نكشند . حضرت اعلى فرمودهاند كه : حكمت در اين ، اين خواهد بود كه چون خويشان جُرمانهء گناه او را مىكشند آن شخص هميشه شرمندهء ايشان باشد و ديگر اينچنين كارى نكند
هامش
[ 1 ] قول به قسمت به رأى حاكم به طريق مراتب ارث احوط و اولى است . و ليكن هذا آخر ما أوردناه وأردناه والحمدللَّه أوّلًا وآخراً وظاهراً وباطناً . وقد وقع الفراغ منه فى ليلة سلخ شهر رمضان المبارك 1275 . ( تويسركانى )