تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 966

مساهمون:

ص٩٦٦
دوم : زايل ساختن پلكهاى پائين چشم شخصى برقول بعضى از مجتهدين « 1 » . سوم : بر طرف كردن حايلى كه ميانهء دو سوراخ بينى است . [ 1 ] چهارم : زبان گنگ را بريدن . پنجم : تير از دو سوراخ بينى شخصى گذرانيدن كه سوراخ آن بهم نيايد . ششم : هر گاه پشت كسى را بشكند آنگاه نيكو شود . [ 2 ] هفتم آنكه : كارى كند كه بول كسى منقطع نشود آنگاه نيك شود . [ 3 ] هشتم : بريدن ذكر عنّين . [ 4 ] نهم : بريدن خصيهء راست كسى برقول بعضى از مجتهدين « 2 » . ) دهم : هر گاه بكارت زنى را به انگشت ببرند ، چنان كه بول و غايط او بند نشود . [ 5 ] يازدهم : هر گاه پاى برشكم كسى نهند كه بول و غايط او بيرون آيد . [ 6 ] دوازدهم : بريدن انگشت ابهام ، يعنى انگشت نر ، خواه از دست باشد و خواه از پا بر قول بعضى از مجتهدين [ 7 ] « 3 » .
هامش
[ 1 ] جمعى در اينجا قائلند به نصف ديه و آن احوط است . ( تويسركانى ) * محلّ تأمّل است . ( يزدى ) [ 2 ] بنابر مذهب مشهور هر چند مستند واضحى ندارد . ( يزدى ) [ 3 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) * اظهر ارش است . ( يزدى ) [ 4 ] محلّ اشكال است ، بلكه در متن گذشت كه مثل صحيح است . ( يزدى ) [ 5 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) * گذشت كه هرگاه مثانه او را به درد تمام ديه خالى از قوّت نيست . ( يزدى ) [ 6 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى ) [ 7 ] قول آن بعض به ثلث‌ديه در قطع دو ابهام‌است ، و امّا درابهام يك‌دست يا يك‌پا ، ثلث ديهء ( 1 ) شيخ طوسى ، خلاف 5 : 236 مسألهء 24 و مبسوط 7 : 130 . ابن ادريس ، سرائر 3 : 378 . ( 2 ) شيخ صدوق ، هدايه : 299 . شيخ طوسى ، خلاف 5 : 259 مسألهء 69 . ابن برّاج ، مهذّب 2 : 481 . سلّار ، مراسم : 244 . ابن حمزه ، وسيله : 451 . ( 3 ) شيخ طوسى ، خلاف 5 : 211 مسألهء 93 و صفحه 248 مسألهء 50 . ابن حمزه ، وسيله : 452 . ابن زهره ، غنيه : 418 . قطب الدين كيدرى ، اصباح الشيعه : 506 .