و بعضى از سى تا نود و نه گفتهاند [ 1 ] « 1 » .
ششم : كسى كه اقرار به حدّى كند آن مقدار تازيانه براو بزنند [ 2 ] كه او خود گويد كه تمام شد ، به شرط آنكه از صد تازيانه تجاوز نكند .
هفتم : كسى كه يك مرتبه اقرار به لواطه يا سحق كند .
هشتم : كسى كه پسرى را به شهوت ببوسد .
نهم : دو زن برهنهء بيگانه كه در زير يك لحاف باشند .
دهم : كسى كه دشنام [ 3 ] به كسى دهد كه در عرف آن را دشنام گويند .
يازدهم : كسى كه به كنايه چيزى گويد كه سبب آزردگى ديگرى شود ، مثل آنكه بهكنايه گويد كه من حرامزاده نيستم . [ 4 ]
دوازدهم : كسىكه به زن خود گويد كه من ترا بكر نيافتم . [ 5 ]
سيزدهم : دشنام دادن طفل يا ديوانه . [ 6 ]
چهاردهم : آنكه دو مردى كه زن داشته باشند يكديگر را به زن دشنام دهند .
پانزدهم : كسى كه ترك واجبى كند و تعزير او به رأى امام منوط است به شرط آنكه از حدّ آزاد و بنده نگذرد . [ 7 ]
شانزدهم : كافرى كه سحر كند .
هفدهم : طفل و ديوانه كه شراب خورند . [ 8 ]
هامش
[ 1 ] و اولى ايكال به نظر حاكم است . ( يزدى )
[ 2 ] محلّ اشكال است . ( يزدى )
[ 3 ] غير از قذف به زنا و لواط . ( يزدى )
[ 4 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )
[ 5 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )
[ 6 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )
[ 7 ] اشتراط عدم تجاوز از حدّ بنده ، مشكل است و محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )
[ 8 ] محلّ تأمّل است . ( تويسركانى )
( 1 ) شيخ طوسى ، نهايه : 699 . ابن ادريس ، سرائر 3 : 449 .