پنجم : گذاشتن كسى كه او را از حَلق كشيده باشند زياده از سه روز . [ 1 ]
امّا هفت امر سنّت :
اوّل آنكه : اماممردمانرا خبركند و امر بهحاضرشدن ايشان نمايد جهت اقامت حدّ .
دوم آنكه : سنگهايى كه مىزنند كوچك باشد تا آنكه او را زود نكشد ، و بسيار كوچك نيز نباشد كه او را دير بكشد .
سوم آنكه : مردانرا ايستاده حدّ بزنند و زنان را نشسته وزنانمخدّره را درخانهبزنند .
چهارم آنكه : حدّ را بر بدن او متفرّق گردانيدن ، يعنى بريكجاى بدن او نزدن .
پنجم آنكه : در بريدن دست و پاى بهنوعى ببرند كه آسان باشد .
ششم آنكه : بعد از بريدن به روغن زيت داغ كردن .
هفتم آنكه : دست بريده را در گردن او آويختن .
امّا شش امر مكروه :
اوّل : حاضر شدن كسى كه حدّى براو باشد .
دوم : اقامت حدّ در مساجد . [ 2 ]
سوم : اقامت حدّ در حين سختى [ 3 ] گرما و سرما ، پس در تابستان در صبح و شام بايد زد و در زمستان در ميانهء روز .
چهارم : ضامن شدن [ 4 ] كسى كه حدّى براوست .
پنجم : شفاعت كردن در اسقاط حدّ از او .
ششم : مؤخّر داشتن حدّ بىعذر .
هامش
[ 1 ] على الاحوط . ( تويسركانى )
[ 2 ] مگر آنكه مستلزم تلويث مسجد باشد پس حرام است . ( يزدى )
[ 3 ] بلكه احوط ترك در حالت سختى است در غير رجم و قتل ، بلكه اگر خوف هلاك باشد حراماست . ( يزدى )
[ 4 ] احوط عدم ضمانت و عدم شفاعت و عدم تأخير حد است . ( تويسركانى )
* ضمانت و دوتاى بعدى كه شفاعت و تأخير باشد جايز نيست و داخل در امور محرّمه است . ( يزدى )