بزنند بهنام هركدام كه بيرون آيد او اولاست .
و هواى راههايى كه در آن تردّد مىنمايند حكم زمين موات دارد كه هركس احداث چيزى در آن مىتواند كرد به شرطى كه ضرر به متردّدين نرسد . امّا در راهى كه مخصوص جماعتى باشد احداث چيزى نمىتواند كرد مگر به اذن ايشان .
قسم دوم مسجدها :
و فايدهء آن معلوم است و هركس سبقت كند به گرفتن محلّى او اولاست از ديگرى به آن مكان ، و هرگاه برخيزد و ديگرى بنشيند ثانى اولاست و اگرچه به قصد وضو ساختن برخاسته باشد ، مگر آنكه رخت خود را در آنجا گذاشته باشد .
قسم سوم موقوفات عامّه :
چون مدرسهها و رباطها ، و فايدهء آنها نزول طلبهء علم و قوافل است در آنها ، پس هركس كه ساكن حجرهاى از آنها شود و از آن جماعت باشد كه اهليّت سكنى در آنجا داشته باشد اولاست از ديگرى تا در آنجاست ، و بيرون كردن او جايز نيست اگرچه بسيار در آنجا بماند ، به شرط آنكه واقف شرط مدّتى معيّن نكرده باشد ، چه در اين صورت بهانقضاى آن مدّت او را بيرون مىتوانند كرد . و همچنين بيرون مىتوان كرد اگر واقف شرط كرده باشد كه ساكن بايد كه به طلب علم مشغول باشد و آنكس به آن مشغول نباشد . و جايز است كه ساكن حُجره كسى را با خود شريك نكند مادامىكه برصفتى باشد كه واقف شرط كرده باشد [ 1 ] و هرگاه از آن حجره بيرون رود حقّ او از آن مكان باطل مىشود . و آيا اگر رخت او در آنجا باشد حقّ او باطل مىشود يا نه ؟ در اين مسائل ميانهء مجتهدين خلاف است . [ 2 ]
قسم چهارم معدنها و كانها :
و آن بر دو قسم است :
اوّل : كانهاى ظاهرى كه محتاج به خرج نيست چون نمك و نفت و كبريت و قير
هامش
[ 1 ] - و شرط تعدّدهم نكرده باشد . ( يزدى )
[ 2 ] هرگاه به قصد معاودت گذاشته باشد باطل نمىشود . ( دهكردى ، يزدى )