مخصوص ساخته بودند براى چريدن چارواهاى زكات و صدقات و جزيه . و همچنين است حكم زمينهايى كه آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم مقاطعه كرده باشند با جماعتى ، چنانچه وادى عقيق را با بلال بن الحارث به چيزى قطع كرده بودند و كسى از صحابه در آن تصرّف نكرده بود [ تا زمان خلافت عمر كه او بلال را از آن منع كرد ] « 1 » .
هفتم آنكه : حريم عمارت نباشد ، چه هرچيزى در مباح حريمى دارد ، و آن برچند قسم است :
قسم اوّل حريم خانه : و آن مقدار خاك ريز و برفانداز آن است ، و جايى كه آب باران از ناودان برآن ريزد ، و ممرّ داخل شدن به آن خانه باشد .
دوم حريم ديوار : و آن بهمقدار ريختن خاك آن است هر گاه خراب شود .
سوم حريم شهر : و آن حوالى آن شهر است جهت جمع شدن اهل آن شهر ، و اسب دوانيدن ، و خاكريزى كردن ، و محلّ خريدن چهارپايان اهل آن شهر .
چهارم حريم نهر : و آن بهمقدار ريختن خاك آن است و راه رفتن بردوجانب آن .
پنجم حريم چاهى كه شتران را آب مىدهند : و آن چهل ذرع است ، پس اگر كسى خواهد كه جهت آب دادن شتران خود چاهى بكند در آن چهل ذرع نمىتواند كند . و در بعضى روايات وارد شده كه حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله و سلم فرموده كه : « حريم چاه در جاهليّت پنجاه ذرع بوده و در اسلام بيست و پنج ذرع است » « 2 » .
ششم حريم چاهى كه به شتر آب مىكشند جهت زراعت كردن به آن آب : و آن شصت ذرع است .
هفتم حريم چشمه : و آن در زمين نرم هزار ذرع است ، و در زمين سخت پانصد ذرع است ، پس ديگرى را نمىرسد كه در اين مقدار از زمين حوالى آن چشمه چشمهء
هامش
( 1 ) در بعضى از نسخهها نيست .
( 2 ) مستدرك 17 : 117 ، حديث 3 . علّامه در مختلف 6 : 206 اين روايت را از ابن جنيد نقل كرده است .