به سوى جهان بشريت فرستاد ، نوح عليه السلام بود .
نوح عليه السلام بشر آن روز را به سوى توحيد و يگانه پرستى و اجتناب از شرك و بتپرستى دعوت مىكرد . چنان كه از قصص او در قرآن كريم پيداست ، او براى رفع اختلاف طبقاتى و ريشه كن ساختن ستم و بيدادگرى ، مبارزه سخت مىنمود و از راه استدلال ، كه براى بشر آن روزى تازگى داشت ، تعليمات خود را گوشزد مىكرد .
پس از روزگار درازى كه با مردمان نادان و لجوج و سركش دست به گريبان بود ، جماعت كمى را هدايت فرمود و خداى متعال به واسطهء طوفانى كه فرستاد كفار را هلاك و زمين را از لوث وجودشان پاك نمود و نوح عليه السلام كه با عدهاى از پيروان خويش نجات يافته بودند ، شالودهء يك جامعهء دينى را از نو در جهان ريختند .
اين پيغمبر گرامى ، پايه گذار شريعت توحيد و نخستين مأمور خدايى است كه با ستم و بيداد و طغيان مبارزه كرده است و در سايهء همين خدمت گرانبها كه به دين حق و حقيقت نموده ، از خداى متعال به درود و سلامى اختصاص يافته كه تا جان بشريت بر پا است زنده و پاينده خواهد بود :
« سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ »
. « 1 »
2 . حضرت ابراهيم
روزگار درازى از زمان نوح گذشت با اين كه پيامبران بسيارى مانند : هود و صالح و ديگران نيز مردم را به سوى خدا و درستى رهبرى مىفرمودند روز به روز بازار شرك و بتپرستى رونق مىگرفت ، بالاخره جهانگير شد و خداى متعال با حكمت بالغهء خود ابراهيم عليه السلام را برانيگخت .
ابراهيم عليه السلام نمونهء كامل يك انسان فطرى بود كه با نهاد پاك و بى آلايش خود ، « حقيقت » را جستوجو كرد و يگانگى خداى آفرينش را دريافت و تا زنده بود با
هامش
( 1 ) . صافات ، آيه 79