تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
و اسباب پيدايش اين موجودات و پديده‌هاى شگفت‌انگيز بحث مىنمايند و هرگز نمىگويند تا مابوده‌ايم آن‌ها را به همان حال ديده‌ايم ، پس خودبه‌خود بوجود آمده‌اند ! همين غريزهء كنجكاوى و بحث از علل و اسباب ، انسان را وادار مىكند كه دربارهء پيدايش جهان آفرينش و نظام شگفت‌انگيز آن كنجكاوى نمايد و اين كه آيا اين جهان پهناور كه همهء اجزاى آن به همديگر مربوط و پيوسته است - و در حقيقت يك پديدهء بزرگى است - خودبه‌خود به‌وجود آمده ؟ يا از جاى ديگرى مايه و هستى مىگيرد ؟ و آيا اين نظام حيرت انگيزى كه طبق قوانين ثابت و استثناناپذير ، در مجموع جهان و در هر گوشه و كنار آن جارى است و هر چيزى را به سوى هدف و مقصد ويژهء خودش رهبرى مىكند ، از ناحيهء قدرت و علم بىپايانى اجرا و اداره مىشود ؟ يا از روى تصادف و اتفاق پيدا شده است ؟

اثبات صانع

وقتى كه انسان ، غريزهء واقع بينى خود را به كار انداخت ، به هر گوشه و كنار جهان آفرينش كه نگاه كند ، دلايل فراوانى بر وجود پروردگار و آفريننده جهان مىبيند ، زيرا انسان با غريزهء واقع خود درك مىكند كه هر يك از اين آفريده‌ها كه از نعمت هستى برخوردارند و هر كدام در هستى خود خواه ناخواه راهى معين مىپيمايد و پس از چندى جاى خود را به ديگران مىدهند ، هرگز نقد هستى را خودشان به خودشان ارزانى نداشته‌اند و راه منظمى را كه مىپيمايند خودشان براى خودشان اختراع نكرده‌اند و كمترين مداخله‌اى در ايجاد و تنظيم خط سير هستى خود ندارند ، زيرا خود انسان ، انسانيت و خاصيت‌هاى انسانى را براى خود اختيار و انتخاب نكرده ، بلكه انسان آفريده گشته و خاصيت‌هاى انسانى به وى ارزانى شده است . هم‌چنين غريزهء واقع بينى انسان هرگز نمىپذيرد كه اين همه اشياء خود به خود از راه « اتفاق » به وجود آمده باشد و نظامى كه در هستى دارند . سرسرى و بدون حساب