بحث از مبدأ آفرينش فطرى است
انسان با غريزهء خدادادى خود ، هر پديده و حادثهاى را كه مشاهده مىكند از علت و سبب پيدايش آن مىپرسد ، و هرگز احتمال نمىدهد كه اين امور خود به خود و بدون سبب و « اتفاقاً » به وجود آمده باشند . رانندهاى كه ماشين وى از حركت باز مىماند ، پايين آمده از جايى كه گمان خرابى مىرود ، بازديد مىكند تا سبب توقف را پيدا كند و هرگز باور ندارد كه ماشين با وجود آمادگى كامل كه براى حركت دارد ، بىجهت توقف كند و زمانى كه مىخواهد ماشين را به حركت در آورد ، از وسايلى كه در ماشين براى حركت تعبيه شده ، استفاده مىنمايد و هرگز به اميد « اتفاق » نمىنشيند .
انسان اگر گرسنه شود به فكر نان مىافتد و وقتى كه تشنه مىشود ، پى آب مىرود و اگر احساس گرما كرد ، رفع نيازمندى خود را در لباس يا مثلًا آتش مىداند و هيچگاه به دلگرمى « اتفاق » آرامش نمىيابد . كسى كه مىخواهد ساختمانى بنا كند ، طبعاً به سراغ لوازم ساختمان و بنّا و كارگر مىرود و كمترين اميدى ندارد كه خواستهء وى خود به خود به وجود آيد .
تا بشر بوده ، كوهها ، جنگلها و درياهاى پهناور هم در روى زمين با وى بودهاند .
هميشه خورشيد و ماه و ستارگان فروزان را با حركات منظم و دائمى آنها در آسمان ديده است .
با اين همه ، دانشمندان جهان با تكاپوى خستگىناپذير علمى خود ، پيوسته از علل