همين روشهاست كه از نخستين روز پيدايش خود به نام بشردوستى و آزادىبخشى ، نشان بردگى بر پيشانى بقيهء ملل جهان زده و چهار قارهء بزرگ دنيا را به زنجير استعمار بسته و تسليم بى قيد و شرط قارهء اروپا نموده و يك گروه ناچيز را بر مال و جان و عرض صدها ميليون مردم بىگناه مسلط ساخته و به آنها « حكومت مطلقه » داده است !
البته قابل انكار نيست كه ملتهاى مترقى در محيط خود از نعمتها و لذايذ مادى برخوردارند و به بسيارى از آرزوهاى انسانى چون عدالت اجتماعى و پيشرفتهاى فرهنگى و صنعتى و غيره نايل آمدهاند ، اما بدبختىها و تيرهروزىهاى بىشمارى نيز دامنگيرشان شده كه مهمترين آنها عبارت است از كشمكشهاى بين المللى و خونريزىهاى همگانى و هر لحظه هم آينده جهان را در معرض حوادثى شومتر و تلختر از گذشته قرار مىدهد .
پر واضح است كه اين همه ميوههاى تلخ و شيرين محصول درخت مدنيت مادى و نتيجه مستقيم روش زندگى اين ملتها و جامعههاست كه به ظاهر راه ترقى مىپيمايند .
لكن بايد دانست كه ميوههاى شيرين آن كه بشر از آن بهرهمند شده و جامعه را سعادتمند ساخته است از يك رشته اخلاق پسنديده مانند راستگويى و درستكارى و وظيفهشناسى و خيرخواهى و فداكارى اين ملتها سرچشمه گرفته است نه تنها از قانون ، زيرا همان قوانين ميان ملتهاى عقب افتادهء آسيا و آفريقا نيز وجود دارد ، در حالى كه روز به روز بر پستى و بدبختى آنها افزوده مىشود .
و اما ميوههاى تلخ اين درخت كه كام بشر را تلخ و ناگوار ساخته و تيره روزى و بدبختى به بار آورده و خود اين ملتهاى مترقى را نيز مانند ديگران به سوى نابودى مىكشاند ، از يك رشته اخلاق ناپسند مانند حرص و طمع و بى انصافى و بىرحمى و نخوت و غرور و گردنكشى ، سرچشمه مىگيرد .
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٧