اصل توحيد استوار گرديده است .
سپس روى پايه و اصل اخلاق ، يك سلسله مقررات و قوانين عملى كه همهء جزئيات زندگى انسان را بررسى مىكند ، تشريع شده و در نتيجه وظايف فردى و اجتماعى هر سياه و سفيد ، شهرى و بيابانى ، مردو زن ، كوچك و بزرگ ، خادم و مخدوم ، حاكم و محكوم ، توانگر و درويش ، در حال عادى و استثنايى روشن گرديده است .
« كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ »
. « 1 »
هر كس بر اصول معارف و تعاليم اخلاقى اسلام و فقه اسلامى به ديده تحقيق بنگرد ، درياى بيكرانى را مشاهده خواهد كرد كه عقل دور انديش از احاطهء محيطش و فكر از رسيدن به قعرش ، ناتوان است با اين همه ، هر جزء آن با اجزاى ديگر پيوسته و مرتبط و متناسب و روى هم يك واحد متشكل خدا پرستى و انسان پرورى است كه خداى يگانه آن را به پيامبر گرامى خود ، وحى فرموده است .
مقايسه اسلام با روشهاى ديگر اجتماعى
اگر به روشهاى جوامع مترقى جهان ، با دقت نظر كنيم ، به خوبى متوجه مىشويم كه پيشرفت علمى و صنعتى اين جوامع ، اگر چه چشم خرد را خيره ساخته و قدرت و نيروى آنها به ماه و مريخ دست انداخته و تشكيلات پرزرق و برق كشورى آنها ، انسان را غرق حيرت نموده است ، ولى همين روشهاى مترقى با پيشرفت قابل ستايش خود ، درهاى تيرهبختى را به روى جهان بشريت گشوده و در مدتى كمتر از ربع قرن ، دوباره جهان را به خاك و خون كشانيده و ميليونها انسان بىگناه را به باد فنا داده است ، و اكنون نيز با جنگ جهانى سوم كه فرمان نابودى بشر را به دست دارد ، جهانيان را تهديد مىكند .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، آيه 24