كارگران خود را خوار شمارد ، يا مخدومى ، خدمهء خود را پيش خود سرپا نگهدارد . يا آنان را در برابر خويش به كرنش و تعظيم وادارد ، يا حاكم حق اعتراض و دادخواهى را از ملت سلب نمايد .
چون اين گونه رفتارها ، جنبه پرستش غير خدا را دارد ، اسلام به شدت از آنها جلوگيرى مىكند و اكيداً نهى مىنمايد و در اسلام هيچ مافوقى حق ندارد از زير دستان خود بيش از انجام وظيفه ، توقعى داشته باشد ، يا بر آنان بزرگى و عظمت بفروشد !
در اسلام ، دستورهاى اخلاقى فراوانى است كه مردم را به درستى و صفا و عدالت و حسن خلق دعوت مىكند .
مراعات عهد و پيمان و تشويق نيكوكاران و خدمتگزاران و مجازات بدكاران و دورى از معاشرت با نااهلان و بدان را بسيار سفارش مىنمايد .
اينها يك رشته از اخلاق پسنديده است كه اگر از جامعهاى رخت بربندد ، آن جامعه راه بدبختى را پيش مىگيرد و در درهء هولناك انحطاط و بدبختى دو جهانى ، سقوط مىكند .
بىاعتنايى و عمل نكردن كسى به اين قوانين ، ممكن است به صورت ظاهر نفع ناچيزى براى او داشته باشد ، ولى از طرف ديگر محيطى ناپاك و هولناك به وجود مىآورد كه همين منافع ناچيز را هم از دستش گرفته و سودهاى بسيار ديگرى را نيز از وى سلب مىنمايد و اين فرد ، مانند كسى است كه آجرهاى زيربنا را يكىيكى بردارد ! و بر فراز آن بنا ، ساختمانى تازه بسازد كه با اين كار خود ، در ويرانى بنا مىكوشد .
اسلام به پيروان خود دستور داده كه به نفع اجتماع فكر كنند و از خودخواهى پرهيز كرده و نفع خود را در نفع جامعه اسلامى ببينند و ضرر اجتماع را ضرر خود بدانند .
يك فرد مسلمان ، بايد اول مسلمان واقعى باشد بعد يك فرد تاجر يا كشاورز يا
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 363
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٦٣