كس كه براى رفع نيازمندى خود به چيزى دست زند ، ديگران او را مخل و مزاحم آزادى و آسايش خود پنداشته و به ممانعت خواهند پرداخت ، زيرا انسان ناگزير است به هر قيمتى كه هست ، به زندگى خود ادامه دهد .
به اين جهت نخست اصل و قانون به نام اصل اختصاص وضع نموده و براى جلوگيرى از تزاحم و برخوردهاى اجتماعى آن را محترم شمرده است . به موجب اين اصل ، هر چيزى را كه انسان با سعى و كوشش به دست مىآورد ، متعلق به خود اوست و ديگران حق ندارند به آن چشم طمع دوخته مزاحمت وى را فراهم نمايند .
پس از آن اصل ديگر را به نام اصل مالكيت محترم شمرده است كه به موجب آن انسان مىتواند در چيزهايى كه با كوشش خويش به دست آورده است ، به طور دلخواه تصرف نمايد ، اين اصل در واقع تكميل يافتهء اصل « اختصاص » است ، زيرا اصل اختصاص ، جلوى مزاحمت ديگران را مىگيرد و اين اصل ، هر گونه تصرف را براى مالك در آن چيز مشروع مىسازد .
اسلام اصل مالكيت را محترم شمرده و پيغمبر اكرم در خبر معروف : « الناسُ مُسلّطونَ عَلى أموالِهِم » تسلط كامل مالك را بر مال خود ، تأييد فرموده است .
روى اين اصل ، انسان مىتواند هرطور كه بخواهد ، در اموال خود تصرف نمايد :
نگهدارد ، بخورد ، بنوشد ، ببخشد ، بفروشد و همچنين ساير تصرفات مشروع را انجام دهد و اما تصرفاتى كه ممنوع و خلاف مصلحت اجتماعى است ، هرگز مالك تسلط به آنها ندارد : مالك نمىتواند تصرفى كه به ضرر اسلام يا مسلمين است در مال خود بنمايد ، يا مال خود را با تبذير و مانند آن ، نابود كند . يا طلا ونقرهء مسكوك خود را از جريان انداخته به صورت « گنج » اندوخته نمايد !
اصل مالكيت مهمترين اصلى است كه انسان را به آرزوى خود مىرساند و آزادى فردى را در سايهء رعايت مقررات ، تا آخرين حد امكان تأمين مىنمايد .
هر اندازه از تسلط انسان بر مال يا اختيار وى در كار و كوشش كاسته شود ، به همان
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٨