خواهد شد . و قوانين و مقررات به كلى از اعتبار ساقط شده و جاى خود را به زور و ستم خواهد داد .
اين است كه اسلام مقررات بسيار سختى براى غاصب وضع نموده است و غصب را يكى از گناهان بزرگ مىشمارد .
به نص كتاب و سنت ، هر گونه گناهى جز « شرك » از جانب حق تعالى احتمال آمرزش دارد و هر گناهى حتى « شرك » به وسيلهء « توبه » قابل عفواست ، ولى كسى كه در پروندهء زندگيش غصب و تعدى به حقوق ديگران باشد ، هرگز بدون گذشت صاحبان حق ، از بازخواست خدايى و كيفر عمل خود اميد رهايى ندارد .
برخى از احكام غصب
1 . بر غاصب واجب فورى است كه مال مغصوب را به صاحبش برگرداند و اگر زنده نباشد ، به ورثهء وى رد كند ؛ اگر چه رد ، موجب ضرر شديد هم شود . مانند اين كه سنگ يا تيره آهن كسى را غصب كند و در بنايى كه به صدها هزار برابر قيمت آن تمام شده بگذارد ، بايد بنا را خراب كرده سنگ و تيرآهن غصبى را بيرون كشيده به دست صاحبش بدهد ، مگر اين كه صاحب مال به گرفتن قيمت آن رضايت دهد . . . و يا مانند اين كه ده من گندم را غصب كرده يا ده خروار جو مخلوط كند ، اگر صاحب گندم به گرفتن قيمت حاضر نشود بايد عين گندم را از جو جدا كرده به صاحبش رد نمايد !
2 . اگر عيبى در مال مغصوب پيدا شود ، علاوه بر رد عين مال ، بايد از عهدهء خسارت نيز برآيد .
3 . اگر مال مغصوب تلف شود ، بايد قيمت آن را پرداخت نمود .
4 . اگر غاصب قسمتى از منافع مال غصبى را از بين ببرد ، بى آن كه خود استفاده كند ، ضامن منافع نامبرده مىباشد . مانند كسى كه ماشين كرايهاى را غصب كرده و چند روزى بخواباند .