در اثر همين تجهيز كامل است كه طبعاً انسان فرزند خود را پارهاى از خود مىداند و بقاى او را بقاى خود فرض مىكند و در راه آسايش و كاميابى وى هرگونه تلاش و كوشش را مىنمايد و رنجهاى گوناگون را بر خود هموار مىسازد ، زيرا نابودى شخص يا شخصيت او را نابودى شخص يا شخصيت خود مىداند و در حقيقت ، از فرمان سازمان آفرينش كه بقاى نوع بشر را مىخواهد اطاعت مىكند . پس وظيفهء پدر و مادر است كه حكمى را كه وجدان و شرع در آن متفقند در مورد فرزند اجرا نمايد و او را نيكو پرورش دهند تا انسان شايستهاى بار آيد و درحق او چيزى را روا دارند كه از نظر انسانيت براى خود روا مىدارند و اينكه به قسمتى از آنها اشاره مىشود :
1 . از نخستين روزى كه كودك سخن يا اشاره را مىفهمد ، پايهء اخلاق پسنديده و صفات شايسته را در روان وى بنا نهاده استوار سازند ، و تا مىتوانند او را از موضوعات خرافى نترسانند و از كارهاى زشت و خلاف عفت باز دارند و خود نيز نزد وى از گفتن دروغ و بدگويى و دشنام و الفاظ ركيك اجتناب كنند ، و در برابر وى كارهاى پسنديده كنند تا عفيف و عالىطبع بار آيد ، و از خود جديّت و همّت و عدالت بروز دهند تا عدالت دوستى نوع پرورى آنان از روى قانون « انتقال اخلاق » به وى منتقل شود و از زورگويى و پستى همت و خودخواهى دور ماند .
2 . تا به حد تميز نرسيده در خور و خواب و ساير نيازمندىهاى زندگىاش ، عنايت به خرج دهند و بهداشت جسمى وى را رعايت كنند ، تا بدنى سالم و مغز و مزاجى قوى يافته آمادهء تعليم و تربيت شود .
3 . از موقعى كه استعداد آموزش پيدا كند - معمولًا از سال هفتم - به دست آموزگارش بسپارند و كمال سعى را مبذول دارند كه زير دست آموزگار شايستهاى درآيد تا آنچه مىشنود ، اثر نيك و مطلوبى در وى بگذارد و موجب تلطيف روح و تزكيهء نفس و تهذيب اخلاق وى گردد .
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٨