نخواهند بود و قهراً از تشكيل خانواده دلسرد خواهند شد . چنانكه در بسيارى از جوانان امروز اين حال مشاهده مىشود !
عموميت پيدا كردن اين طرز تفكر ، به طور قطع راه توالد و تناسل را مىبندد ، زيرا هرگز عاقلى عمر گرانمايه را وقف پرورش نهالى نمىكند كه نه ميوهاش را خواهد خورد و نه در زير سايهاش خواهد نشست و نه از تماشاى آن سودى ، جز غم و اندوه خواهد برد !
ممكن است تصور كنيم كه دولت مىتواند به وسيلهء جائزههاى گوناگون ! مردم را به تشكيل خانواده تشويق نمايد ، و بدين طريق مشكل توالد و تناسل را حل كند ! ولى اين نكته را بايد متذكر بود كه هيچ طريقه و رسمى از رسوم اجتماعى كه پشتوانهء طبيعى - مانند عاطفهء پدر و مادرى و فرزندى - نداشته باشد ، قابل دوام نيست .
گذشته از اينكه رها كردن يكى از غريزههاى طبيعى ، ناگزير انسان را از يك رشته لذتهاى روحى پاك هم محروم خواهد ساخت .
حقوق فرزندان بر پدر و مادر
كارهايى كه انسان بايد انجام دهد ، نسبت به كسى كه در نتيجهء آن ذىنفع است ، حق ناميده مىشود و نسبت به كسى كه بايد آنها را انجام دهد وظيفه و حكم و تكليف ناميده مىشود ؛ مثلًا كسى كه در مقابل اجرت براى ديگرى كارى انجام دهد ، پرداختن اجرت وظيفهء كارفرما و حق كارگر است ، و اگر كارفرما اجرت را نپردازد ، كارگر مىتواند آن را مطالبه كند و از حق خود دفاع نمايد .
چون انسان طورى آفريده شد كه زندگى وى در اين جهان جاويد نيست و خواه ناخواه پس از چندى رخت بر مىبندد ، خداوند براى اينكه نوع بشر را از نابودى نگهدارد ، روش توالد و تناسل را برقرار ساخته و افراد را به وسايل ايجاد نسل ، مجهز نموده و عواطف درونيش را متوجه اين كار كرده است .