نمىگذاشت ، اگر چه موافق با منافع خودش يا با تمايلات و احساسات عمومى بود .
آنچه را « حق » دانست از جان و دل پذيرفت و ديگر رد نكرد و آنچه « باطل » بود ، رد كرد و هرگز نپذيرفت .
شخصيت روحى آن حضرت
اگر با نظر انصاف ، در مطالب فصل گذشته كمى تأمل كنيم ، ترديد نخواهيم داشت در اين كه پيدايش چنين شخصيتى در چنان اوضاع و شرايط جز خرق عادت و اعجاز نبوده است و به جز تأييد خاص خدايى ، سببى نداشته است . و از اين روى ، خداى متعال در كلام خود بارها از « امّى » بودن و يتيمى و تهيدستى پيشين آن حضرت ، يادآورى مىكند و شخصيتى را كه به وى عطا فرموده يك معجزه آسمانى شمرده با آن به حقانيت دعوتش احتجاج مىكند : چنانچه مىفرمايد :
« أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى * وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى * وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى »
؛ « 1 »
مگر تو يتيمى نبودى كه خدايت جا و پناه داد ؟ و نيازمندى نبودى كه خدايت بىنياز كرد ؟ و گمنامى نبودى كه خدايت نام و نشان بخشيد ؟ .
و نيز مىفرمايد :
« وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ »
؛ « 2 »
تو پيش از پيامبرى و نزول قرآن به خواندن و نوشتن آشنا نبودى .
و باز مىفرمايد :
« وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
؛ « 3 »
هامش
( 1 ) . ضحى ، آيات 6 - 8
( 2 ) . عنكبوت ، آيه 48
( 3 ) . بقره ، آيه 23