بشريت مىتوان فرض كرد و نيازمندىهاى گوناگون كه با گذشت زمان پيش مىآيد ، رسيدگى كرده ، دستور و برنامه لازم را مىدهد .
آن حضرت قوانين دين خدا را جهانى و هميشگى مىداند ؛ يعنى معتقد است كه دين وى مىتواند نيازمندىهاى دنيوى و اخروى همهء جامعهء بشرى را براى هميشه رفع نمايد و مردم بايد براى تأمين سعادت خود ، همين روش را اتخاذ كنند . خود بارها مىفرمود :
قد جئتكم بخير الدنيا و الآخره
دينى كه من آوردهام ، ضامن سعادت و خوشبختى دنيوى و اخروى شماست .
البته اين سخن را بيهوده و بىپايه نفرموده است ، بلكه پس از بررسى آفرينش و پيشبينى آيندهء جهان انسانيت به اين نتيجه رسيده است و به عبارت ديگر : پس از آن كه اولًا : توافق و همآهنگى كامل را ميان قوانين خود و آفرينش جسمى و روحى انسان شناخته است و ثانياً : تحولاتى را كه در آينده واقع خواهد شد و مشكلاتى كه بر جامعهء مسلمانان روى خواهد آورد ، به طور كلى در نظر گرفته ، پس از آن حكم به دوام و ابديت احكام دين نموده است .
پيشگويىهايى كه با مدارك قطعى از آن حضرت به ما رسيده ، اوضاع و احوال عمومى پس از رحلت خود تا زمانهاى بسيار دور را تشريح نموده است .
او ، اين همه كارها را در مدت بيست و سه سال انجام داده كه سيزده سال آن را در زير شكنجه و آزار طاقت فرساى كفار مكه گذرانيده است و ده سال آن را هم با جنگ و لشكر كشى و مبارزه خارجى با دشمنان گوناگون و مبارزه داخلى با منافقان و كارشكنان و ادارهء امور مسلمانان و اصلاح عقايد و اخلاق و اعمال آنان - و هزاران گرفتارى ديگر - بسر برده است .
آن حضرت اين همه راه را با يك تصميم خللناپذير كه به پيروى حق و زنده كردن آن داشت ، پيمود . نظر واقع بين او تنها با حق آشنا بود و وقعى بر خلاف حق
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢٢