پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روزگارى را به همين وضع گذراند ، تا شبى از شبها كه با همان آرامش ضمير و ذهن خالى مشغول عبادت بود ، به طور ناگهانى شخصيت ديگرى يافت .
شخصيت درونى خاموش وى ، به يك شخصيت آسمانى تبديل شد . افكار و عقايد هزاران سالهء جامعهء بشرى را خرافى دانست ، و روش و آيين جهانيان را با واقعبينى خود ، ظالمانه و ستمكارانه ديد . گذشته و آيندهء جهان را به هم پيوند داد و راه سعادت بشر را كاملًا تشخيص داد . چشم و گوش آن حضرت به كلى عوض شد و جز حق و حقيقت نديد و نشنيد و زبانش به سخن خدايى و گفتار آسمانى و حكمت و موعظت باز شد و روحيهء درونى كه در محيط ناچيز سوداگرى و داد و ستد ، سرگرم اصلاح كارهاى روزمره بود ، پر و بال باز كرده به صدد اصلاح جهان و جهانيان و واژگون ساختن سازمان هزاران سالهء گمراهى و ستمگرى بشر برآمد و براى احياى حق و حقيقت ، يكه و تنها ، قيام نمود و آن همه نيروهاى جهانى در هم فشرده و دهشتناك مخالف را به هيچ شمرد . در معارف الهيه سخن گفت و همهء حقايق هستى را از يگانگى آفريدگار جهان ، استنتاج كرد .
اخلاق عاليهء انسانى را به بهترين وجهى تشريح فرمود و روابط آنها را كشف و روشن نمود و خودش به آنچه بيان مىكرد ، پيش از هر كس معتقد بود و به هر چه مردم را فرا مىخواند ، اول خودش عمل مىكرد .
شرايع و احكامى آورد كه مشتمل بر يك سلسله عبادتها و پرستشهايى است كه با زيباترين صورتى مقام بندگى را در برابر عظمت و كبرياى خداى يگانه نشان مىدهد . قوانين ديگر - حقوقى و جزايى - آورد كه با همديگر ارتباط كامل دارد و بر اساس توحيد و احترام اخلاق عاليهء انسانى استوار است .
مجموعه قوانينى كه آن حضرت آورده است ، اعم از عبادات و معاملات ، چنان وسيع و دامنهدار مىباشد كه به همهء مسائل زندگى فردى و اجتماعى كه در جهان
تعاليم اسلام ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٢١