3 - / وجود معلول با علت خود رابطهاى دارد كه با هيچ چيزى غير او ندارد .
4 - / علتى كه نسبتش با دو چيز و دو معلول متساوى بوده باشد نمىتواند يكى از آن دو تا را تخصيص به وجود دهد و همچنين يكى از آن دو تا نيز نمىتواند با چنين علتى به وجود اختصاص يابد .
5 - / اختيار به معناى ايجاد گزافى و تصادى به اصطلاح صدفه و تحقق ندارد .
6 - / علت دو قسم است : علت تامه و علت ناقصه .
7 - / احتياج معلول به علت از جهت امكان اوست نه از جهت حدوث و سابقهء عدم .
8 - / عليت و معلوليت دورى محال است .
9 - / وجود علت تامه از وجود معلول خود قوىتر است ، چون مرتبهء نازلهء علت است منتها تقدم و تأخر و رتبى است نه زمانى .
10 - / علت بر معلول خود متقدم است و معلول از وى متأخر .
11 - / استقلال و تماميت وجودى معلول همان استقلال و تماميت وجودى علت است .
12 - / در سلسله علت تامه ، معلولى نمىتواند تا لانهايت برود .
13 - / دو علت مستقله يك معلول را نمىشود ايجاد كند ، چنان كه يك علت دو معلول مستقل را نمىتواند به وجود آورد بلكه هر معلول واحد از علت واحدى زاده مىشود نه از دو علت تامه .
14 - / علت به چهار قسم منقسم مىشود : علت فاعلى ، علت غائى ، علت مادى ، علت صورى .
15 - / هيچ معلولى بىعلت فاعلى نخواهد بود .
16 - / هر معلول مادى علت مادى مىخواهد و سنخيت بين علت و معلول چنين ايجاب مىكند .
17 - / مادهء ديگرى بسيطتر از مادهء جسمانى بايد اثبات كرد .
18 - / هر معلول مادى علت صورى مىخواهد چرا كه ماده بىصورت تحقق پيدا نمىكند .
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: محمد باقر شريعتى سبزوارى
ص٢٨٧