تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
قوانين و غايات است . انسان از يك شخص معينى مانند حسن يا فريدون جاويدتر است . اين دايره‌هايى كه با حركت نوك مداد من به وجود آمده است با يك مداد پاك كن نيز از بين خواهد رفت ؛ ولى صورت دايره همواره جاويد خواهد ماند . درختى ايستاد و درخت ديگرى افتاده است ؛ ولى قوانينى كه علت و كيفيت و زمان سقوط اجسام را تعيين مىكند ، ازلى و ابدى است . هم‌چنان‌كه اسپينوزا مىگويد : يك جهان اشياى محسوس وجود دارد و يك جهان قوانين كه به نيروى انديشه استنتاج شده است ، ما قانون جاذبهء عمومى را نمىبينيم .

روش‌هاى ديگر

غير از روش مشّايى و اشراقى دو روش عقلى ديگر نيز در جهان اسلام بوده و هست : عرفانى ؛ كلامى . عرفا و متكلمين هيچ گاه خود را تابع حكماى اشراقى و مشّايى نمىدانسته‌اند ، بلكه در مقابل آن‌ها موضع‌گيرىهاى سختى داشته‌اند . ناگفته نماند كه مقصود از چهار روش فكرى ، يعنى روش‌هايى كه به معناى عام ، رنگ فلسفى دارد نوعى هستىشناسى و جهان‌شناسى است و ربطى به روش‌هاى فكرى ديگرى چون روش فقهى ، تفسيرى ، حديثى ، ادبى يا سياسى و اخلاقى ندارد .

1 - فلسفهء مشّايى

پيروان زيادى دارد ؛ مانند بوعلى ، فارابى ، خواجه طوسى ، ميرداماد ، ابن رشد اندلسى ، ابن باجهء اندلسى ، ابن الصائغ ، و مظهر و نمايندهء كامل اين مكتب ، بوعلى سينا است .

2 - فلسفهء اشراق

پيروان كم‌ترى دارد . كسى كه اين روش را احيا كرد ، شيخ شهاب الدين سهروردى معروف به شيخ اشراق ، از انديشمندان قرن ششم است . قطب الدين شيرازى ، سهروردى و عدهء ديگر روش اشراقى داشته‌اند . در اين روش به دو چيز تكيه مىشود : استدلال و برهان عقلى ؛ مجاهده و تصفيه .

3 - سلوك عرفانى :

روش عرفانى و تصوف فقط و فقط بر تصفيهء نفس بر اساس سلوك الى اللّه و تقرب به حق تا مرحلهء وصول به حقيقت تكيه دارد و به استدلال عقلى هيچ‌گونه اعتمادى ندارد و پاى استدلال را چوبين مىشمارد . افراد زيادى پيرو روش عرفانى بوده‌اند و هستند ؛ مثل بايزيد بسطامى ، حلاج ، شبلى ، جنيد ،