تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
چه در اروپا و چه در ميان مسلمين ، بر اساس مسلك جزم و يقين قضاوت مىكردند و هيچ كس در قدر و ارزش ادراكات ترديد نمىكردند تا آن كه از قرن شانزدهم به بعد حوادثى در اروپا پديد آمد و تحولاتى در جهان دانش رخ داد كه مسئلهء ارزش معلومات دوباره مورد توجه قرار گرفت . در تحول جديد اروپا در فلكيات و قسمت‌هاى مختلف طبيعيات ، مطالبى كه هزار سال مورد توجه و قبول و تسلم قاطبهء دانشمندان جهان بود و خلاف آن‌ها در ذهن احدى خطور نمىكرد ، يك‌باره بطلانشان مسلم گشت و اين امر سبب شد كه علوم ، ارزش و اعتبار سابق خود را از دست دادند و گوشه‌اى از عجز بشر براى رسيدن به واقع آشكار شد . تقريباً همان وضعى كه در يونان باستان در قرن پنجم قبل از ميلاد موجب شد كه عده‌اى از دانشمندان آن سرزمين از علم به كلى سلب اعتماد كنند و راه سفسطه را پيش بگيرند ، در قرون جديد در اروپا تجديد شد . و چنان‌كه مىدانيم ايدئاليست‌هايى مانند بركلى و شوپنهاور « 1 » در اروپا پيدا شدند كه آرايشان نظير آراى پروتاگوراس و گورگياس از سوفسطاييان يونان قديم است و مسلك‌ها و طريقه‌هايى در باب ارزش معلومات پديد آمد كه نتيجتاً منتهى به مسلك شكاكان پيرهونى مىشود ؛ مانند مسلك نسبيون جديد كه قبلًا شرح داده شد و مسلك كريتى سيسم و عقيدهء ماترياليسم ديالكتيك در باب ارزش معلومات ، كه قبلًا اشاره شد و بعداً توضيح داده مىشود . همين امر موجب شد كه در قرون اخير ، فلسفهء اروپا بر محور مسائل مربوط به علم دورهء جديد ، اعتقاد ارزش مطلق معلومات به نحوى كه در قديم معمول بود به كلى منسوخ شده است . اينك مختصرى از عقايد دانشمندان جديد را بررسى مىكنيم : 1 . آيا ماترياليسم ديالكتيك شكاك است يا جزمى ؟ طرف‌داران ماترياليسم ديالكتيك مسلك خود را مسلك جزم و يقين معرفى مىكنند و از اين كه شكاك يا سوفسطايى خوانده شوند به شدت احتراز دارند . حتى آن كه آن رشته از قوانين علمى علوم طبيعى كه متكى به فرضيه‌ها است و گواهى جز انطباق با تجربيات محدود و موجود ندارد و قاطبهء دانشمندان ( حتى خود صاحبان فرضيه‌ها ) آن‌ها را با احتمال و يقين اضافى تلقى مىكنند نه با جزم و يقين حقيقى ، دانشمندان مادى جديد دربارهء آن‌ها نيز ادعاى جزم و يقين حقيقى مىكنند و تغيير و تبديل آن فرضيه‌ها را كه گواه قطعى بر حقيقى نبودن آن‌ها است از راه تغيير و تكامل
هامش
( 1 ). 1 . Schopenhauer
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى ) — صفحة 260 | محمد باقر شريعتى سبزوارى